سالار هم حاضر بود سوار شده از خيابان لالهزار بالا رفتيم . رفتن و مراجعت اين اطلاعات حاصل شد .
اخبار
قاصدى از نزد معتضد السلطنه آمده در صورتى كه تمام دست و پايش مجروح است و او را دو سه مرتبه در راه بختياريها و دولتيها « اشكلك » كردهاند . اما كاغذ را در لباس خود دوخته و نداده بود . مزه داشت كاغذ يك ماه قبل شاهزاده كه پشت سر هم نوشته بود . در اولى نوشته بود فلان و فلان را گرفتم التزام دادند اگر اسم مشروطه را من بعد ببرند زبان آنها را قطع كنم . در ديگرى پست بعد از آن نوشته بود نور چشما تلگراف اعادهء مشروطه رسيد . « بدين مژده گر جان فشانم رواست . » از امروز يقين بدانيد من حاكم مشروطهخواه مشروطهطلب مىباشم . مطالب كاغذى كه قاصد آورده بود خارج از بحث ما است و شخصى بود سواى عدهء قشون حاجى عليقلى خان سردار اسعد .
سالار اعتضاد مىگفت مجاهدين در حصارك يك فرسنگى كرج مىباشند . پانصد قزاق پياده و سواره با يك نفر كاپيتن روس و محمد باقر خان امير تومان رياست دارند .
صد نفر سرباز ماماقانى با دويست نفر سوار يورتچى و متفرقه با توپهاى « شنيدر » و « مكسيم » . تا كى جنگ كنند .
بختياريها
اما سمت قم سالار جنگ با شش نفر سوار خودش را از قم و اردوى بختياريها رد كرده به اردوى سردار معتضد رسيده . معين همايون بختيارى هم با جمعى سوار آنجا رسيد . سردار را حركت به سمت قم دادند . اين سمت قم هم امير مفخم بختيارى و سوارش با پانصد قزاق و سيصد سوار كشيكخانه و جمعى سوار ديگر هستند . حاجى عليقلى خان با هزار و پانصد سوار آن سمت قم و قم اردو دارند .
اين دو اردوى دولتى مىخواهند از جلو و عقب با او جنگ كنند و احتمال كلى مىرود اگر به سمت اصفهان رجعت نكنند شكست بخورد . سردار معتضد از صاحبمنصبان كر اطريشى و با علم و تجربه و از مردمان زرنگ مال جمع كن و پلتيكدان است . سالار جنگ مرد شجاعى است . در تبريز هم خيلى رشادت كرده . بسيار منظم است .
مىگفت خواجههاى بختيارى چهار لنگ هم با اينها معيت كرده هم قسم شده و الان نزد سالار جنگ و سردار معتضد آمده و سوار حاضر نمودهاند . اين چهارلنگها تمام صفحهء بروجرد و عراق را برهم زدهاند .
در سلطنتآباد فوج سيلاخور اول و دوم ، فوج سوادكوه ، سيصد قزاق ، هزار نفر سوار