مردمان با شرف را نخواندهايم كه شرورترين فرانسه را مردم فرانسه بر امپراطور آلمان ترجيح مىدهند . اما ما تمام اشرار روس را براى . . . خود دعوت مىكنيم .
در قزوين ارمنى ، يهود ، گبر ، نصارا داخل حمام مسلمين مىشوند . شاهزاده حسين مىروند . شب هركدام در خانهء مسلمين را بكوبند صاحب خانه جرأت ممانعت ندارد وارد مىشود . . . هروقت يك نفر ايرانى را ما در اين مقام ديديم بايد خواهر خود دانسته و آن اجنبى هرقدر خوبى كرده باشد دشمن ، آدم هستيم نه حالا . مثل اينكه در ايلات ما اين غيرت هست . هزار نفر قفقازى نمىتواند به يك دختر قشقائى يا بختيارى نگاه چپ كند . تمام را قطعهقطعه مىكنند .
حقههاى روسها
آخر الامر نتيجه اين مىشود كه ملت و دولت به كلى مضحمل [ مىشوند ] و تقصيرات را به گردن هم مىگذارند و يواشيواش فراموش مىشود و جزو تواريخ ايران محسوب .
روسها هم اسباب مشغولياتى براى جوانهاى ما تهيه مىكنند . زنهاى خوب مىآورند .
ماتشكهخانههاى قشنگ باز مىكنند . آبجوهاى بسيار در سر هر گذر مىگذارند .
دستهجات موزيك عصرها سازهاى قشنگ مىزنند . شبها تا صبح مجالس رقص و آواز ترتيب مىدهند كه همه را از ياد مردم مىبرند . افسوس كه ما رو به پيرى مىرويم و از اين لذتها بهرهمند نمىشويم .
در سمرقند
مثل اينكه خودم در سمرقند دكان ارمنى نشسته بودم قاضى كرامت الله نام كه آدم بامزهء خوبى بود و با من توسط رضايف آشنا شده بود در اقامت چند روزهء سمرقند مونس و راهنماى من بود تشكر همين مطالب كه نوشتم به يك نفر سرهنگ روس كه در مغازه بود مىكرد و نهايت امتنان را مىنمود و من آنوقت خيلى از اين صحبت كوك شدم و بسيار مذمتش كردم . حالا مىبينم همه مثل او شدهايم ، بلكه نهايت آرزو را داريم زودتر واقع شود . مسئلهء عمده كه مردم مملكت ما را به استقبال آنها مىبرد آزادى اديان است كه خيلى اسباب زحمت شده و بسيار مايلند زودتر از اين قيد و رقيت آزاد شوند .
مطلب طولانى شد ، باز دنباله پيدا مىكند خداوند خودش ترحم كند .
گارى پول
يك چيز غريب ديروز ديدم . با اينحال مملكت درب بانك سه گارى بزرگ مملو از جعبههاى پول حمل مىكردند بدون يك نفر مستحفظ و من در صورتى كه چهار دانه