تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 2568

مساهمون:

ص٢٥٦٨
مردمان با شرف را نخوانده‌ايم كه شرورترين فرانسه را مردم فرانسه بر امپراطور آلمان ترجيح مىدهند . اما ما تمام اشرار روس را براى . . . خود دعوت مىكنيم . در قزوين ارمنى ، يهود ، گبر ، نصارا داخل حمام مسلمين مىشوند . شاهزاده حسين مىروند . شب هركدام در خانهء مسلمين را بكوبند صاحب خانه جرأت ممانعت ندارد وارد مىشود . . . هروقت يك نفر ايرانى را ما در اين مقام ديديم بايد خواهر خود دانسته و آن اجنبى هرقدر خوبى كرده باشد دشمن ، آدم هستيم نه حالا . مثل اين‌كه در ايلات ما اين غيرت هست . هزار نفر قفقازى نمىتواند به يك دختر قشقائى يا بختيارى نگاه چپ كند . تمام را قطعه‌قطعه مىكنند .

حقه‌هاى روسها

آخر الامر نتيجه اين مىشود كه ملت و دولت به كلى مضحمل [ مىشوند ] و تقصيرات را به گردن هم مىگذارند و يواش‌يواش فراموش مىشود و جزو تواريخ ايران محسوب . روسها هم اسباب مشغولياتى براى جوانهاى ما تهيه مىكنند . زنهاى خوب مىآورند . ماتشكه‌خانه‌هاى قشنگ باز مىكنند . آب‌جوهاى بسيار در سر هر گذر مىگذارند . دسته‌جات موزيك عصرها سازهاى قشنگ مىزنند . شبها تا صبح مجالس رقص و آواز ترتيب مىدهند كه همه را از ياد مردم مىبرند . افسوس كه ما رو به پيرى مىرويم و از اين لذتها بهره‌مند نمىشويم .

در سمرقند

مثل اين‌كه خودم در سمرقند دكان ارمنى نشسته بودم قاضى كرامت الله نام كه آدم بامزهء خوبى بود و با من توسط رضايف آشنا شده بود در اقامت چند روزهء سمرقند مونس و راهنماى من بود تشكر همين مطالب كه نوشتم به يك نفر سرهنگ روس كه در مغازه بود مىكرد و نهايت امتنان را مىنمود و من آن‌وقت خيلى از اين صحبت كوك شدم و بسيار مذمتش كردم . حالا مىبينم همه مثل او شده‌ايم ، بلكه نهايت آرزو را داريم زودتر واقع شود . مسئلهء عمده كه مردم مملكت ما را به استقبال آنها مىبرد آزادى اديان است كه خيلى اسباب زحمت شده و بسيار مايلند زودتر از اين قيد و رقيت آزاد شوند . مطلب طولانى شد ، باز دنباله پيدا مىكند خداوند خودش ترحم كند .

گارى پول

يك چيز غريب ديروز ديدم . با اين‌حال مملكت درب بانك سه گارى بزرگ مملو از جعبه‌هاى پول حمل مىكردند بدون يك نفر مستحفظ و من در صورتى كه چهار دانه
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 2568 | قهرمان ميرزا عين السلطنه