تخممرغ را يقين دارم از اين دهكده به آن قريه نمىشود برد تمام اين تنخواه به سلامت به منزل خواهد رسيد . حالا آن منزل صد فرسنگ باشد يا ده فرسنگ هرچه تصور شود .
آى چه خوب چيزى است زور . چه خوب چيزى است نام بزرگ . كيست كه به اين گاريهاى مملو از پول چپ نگاه كند و حال آنكه اگر ببرند براى آن سارق امروز فرقى نمىكند .
شنبه هفتم - صبح است نمىخواهم مجلس بروم . براى آنكه ديگر بىمزه و خنك است . با وجود آن آدم فرستادم اگر هستند من هم بروم . باز كسب خبرى مىشود خوب است .
پانف ويفرم چه مىدانند
خطر آن به آن نزديك مىشود . اگرچه ما سه برادر با حضرت و الا داخل هيچ توطئه و دسيسهاى از مشروطه و استبداد نبوديم ، در اين آخر هم آنچه از دستمان برآمد براى اعادهء مشروطه و عدل اقدامات كرديم . ليكن آتش وقتى كه در جنگلى افتاد تر و خشك يك سان است . ما توكل بر خدا داريم . از اين زندگانى من يك نفر كه سيرم ، هيچ علاقه ندارم . مگر چند اولاد ، آنها هم خدائى دارند كه قادر به همه چيز است . از عمرم خوشى نديدم . حالا كه دارم پير مىشوم چه لذت خواهم برد . على الظاهر بىگناه مىباشم اما پانف ويفرم چه مىدانند . به حكم عقل و شرع ، و لا تلقوا بايد يكم الى التهلكة .
گرچه كس بىاجل نخواهد مرد * تو مرو در دهان اژدرها
انجمن سرى
از قرار معلوم سيد مجتبى و سيد مرتضى با انجمنهاى سرى راه دارند . قرار شد كلمهء « نجات » را كه پانزده ساعت قبل خواهند گفت به ما بگويند . خود مجتبى با يكى دو نفر مجاهد اينجا بيايد ، مرتضى خانهء عماد السلطنه كه لدى الورود آن روز مواظبت كنند . از آن بگذرد ديگر آنقدر ترسى ندارد .
بليت سفارت روس
به حضرت و الا هم نوشتيم حاجى سيد آقا پول نمىدهد ، اگر امكان دارد حواله را عوض كنند بلكه بشود شمران برويم . از اين هياهو و « زرزر » بچه به يك اندازه راحتتر مىشويم . يا بليت از سفارت روس روانه كند يا قزاقى از سفارت روس . اين دو روزه دستهدسته مردم به سفارتها پناه مىبرند بليت تحصيل مىكنند . آن تهيهها اگر صورت بگيرد براى هجوم به خانه بود ، در حالى كه من خانه باشم . اما براى آنكه غفلة وارد شوند در كوچه و بازار دچار شوم چه تدارك ديدهام ، بىمزه نيست .