نداشتند بدهند . من هم نرفتم .
معتمد السلطنه و آذربايجان
باز مىگفت شاه پريروز به معتمد السلطنه مىگفت ماليات سه سالهء آذربايجان را حتما بايد وصول كنى . آن احمق هم تهيه ديده دو روز ديگر مىرود .
حرف وزراء
وزراء به شاه عرض كردند مطالب ما را نپذيرفتند و مىآيند . شاه جواب داده بودند براى شما مىآيند يا براى من . گفتند براى شما . فرموده بودند پس به شما ربطى ندارد .
باز مىگفت پريشب فرمانفرما به سعد الدوله تلفن زد كه آمدند . جواب داد گه خوردند . خود شما هم زود شمران بيائيد .
اينها را من براى تفريح مىنويسم و الّا مىدانم تمام حرفهاى وزرا دروغ است . براى آن كه هيچ قوهاى جز تلگراف ندارند . از اين سيم مفلوك چه ساخته است . مىگويند بيائيد .
وقتى كه گفتند مىآئيم ديگر قوهاى كه مانع آمدن شود ندارند .
چه قشونى
آن قشون سلطنتآباد كه مختصرى شرح دادم . در طهران هم جز قزاق چند فوج دارند . خرقانى متحصن است آن هم از هفتصد نفر چهارصد نفر گروسى در ارگ و جاهاى ديگر متفرقا قراول است ، با نهايت فلاكت كه زكات و فطريه به آنها واجب است .
سالار الملك رئيس فوج هم زير وافور . فوج افشار بكشلو در سربازخانههاى شهر است .
به همه جهت چهارصد نفر مانده . تا صدائى درآيد رو به فرار . اگر روزى ده شاهى پلكنيك نبود هزار مرتبه رفته بودند . سركردهاش شهاب الملك پسر آصف الدوله سردار حضور از اين روز تا روز ديگر مست عرق ، شراب ، چرس و وافور است . در سلام 14 ربيع الثانى ترياكش دير شده بود ميان سلام غش كرد . فوج فدوى جمعى سردار اكرم پسر امير نظام سيصد نفرش در قزوين رفت ، بهقدر پانصد نفر در طهران است ، مثل سايرين خواهد بود . يك عده توپچى شهر است تمام گرسنه گدا برهنه . فوج بكشلو كه از تبريز آمده از قزوين جمعى رفته خانهء مصطفى خان سرتيپ را غارت كردند . هرچه داشت بردند و از خانهء توپچيها التزام گرفتند مراجعت كنند . اين مصطفى خان در حاجىآباد نزديك كشمرز ملك ما منزل دارد . در روز 23 جمادى الاول غارت بسيار برد حالا تلافى كردند .
داريم و نداريم قزاق است . آن را هم شنيدم سفارتها سند گرفتهاند در موقع خطر در سفارتخانههاى شهر و شمران حاضر شده محافظت كنند . اين هم بايد دستورالعمل