حركت بختيارى
اعتضاد الدوله حاكم قم را خودم ديروز ديدم كه فرارا آمده بود . صمصام يا اصفهانيها به شاه تلگراف كردند آنچه كتبا و تلگرافا عرايض خود را كرديم ثمر نكرد . حاجى عليقلى خان سردار اسعد را روانه كرديم تا عرايض ما را شفاها بكند . سردار ظفر بختيارى با سوار خود كه از تبريز آمده بود مىگويند براى جلوگيرى آنها رفته . سردار معتضد هم آنچه توپ و توپخانه داشته در كاروانسرائى گذاشته و سنگر بسته محافظت مىكند . تتمهء اردو متفرق شده است .
سردار اسعد
شاهزاده مؤيد السلطنه صبح اينجا آمد . او هم متحير بود چه كند . احدى تكليف خود را نمىداند . حدس مىزد حاجى عليقلى خان آدم تربيتشدهء درستى است . اگر او بيايد به شهر بىاعتدالى خيلى كمتر خواهد شد ، برعكس اگر گرجيها وارد شوند . راست است قزوين و اصفهان هر دو ما را درس خوبى دادند . اينها نجيب و ايرانىنژاد و مسلمان هستند ، در تحت حكم واحد يك سردار مقتدر خيلى توفير دارد با جمعى گرجى ، قفقازى ، بلغارى ، گرك « 1 » كه در تحت حكم هيچ سركردهاى نمىباشند .
اخبار مملكتى
بارى سابقا نوشتم كه تلگرافات از لندن و پطرزبورق شده بود سفراى آنها مطالب خود را يكى كنند . نتيجه اين شد كه بيايند طهران ، و الّا بختيارى رفته بود سپهدار نمىآمد .
پلتيك انگليس بعد از مشورت دو سفير برگشت كرد .
كرمان برهم خورده ، قشقائيها شيراز را محاصره كردهاند . آقاى ظهير الدوله ده روز قبل حاكم كرمانشاهان شد و فورا رفت . حالا مىگويند ايل كلهر شهر را مالك شده قورخانه و توپخانه را تصرف كرده مشروطه نموده . همهجا بىاندازه شلوغ است . يك نفر رعيت از اين ده به آن ده نمىتواند برود .
مؤيد السلطنه و يزد
از مؤيد السلطنه پرسيدم حكومت شما چه شد . گفت از من پانزده هزار تومان مساعده خواستند . گفتم چند مجهول دارم حل كنيد بدهم . اولا من سلامت وارد يزد مىشوم . ثانيا مرا به حكومت قبول مىكنند . پس از قبول آيا ماليات خواهند داد . جواب
هامش
( 1 ) - ( - يونانى )