كاشان بود قبل از ورود آنها متفرق و فرار كرده . ميرزا محمد خان امير اكرم « 1 » هم از آمل حركت مىكند .
سيد مجتبى آمد مىگفت ابدا با شهرى كار ندارند . بيرق و هيچ علامتى لازم نيست .
كلمهء جوازى يك شب قبل از ورود حضرات مىدهند براى شما خواهم آورد . شهر را كه مستحفظ گذاشته منظم كردند آنوقت هركس را كه مقصر است خواهند گرفت . اينها هم در بيرون شهر اردو مىزنند .
تشكيل كميتهها
اسد الله ميرزا آمد مىگفت چند كميته در طهران منعقد است : يكى پشت بهارستان چهار نفر رياست دارند [ و ] نود نفر عضويت . يكى در امامزاده يحيى ، دوتاى ديگر در محلهء ديگر كه نمىدانم . يك كميته هم پارتى صنيع الدوله دارند اما خيلى مختصر .
دستور العملها كلا داده شده . هزار و پانصد نفر از اهل شهر منتخب شدهاند كه در سربازخانهها و محلهها مستحفظى كنند . پيراهنهاى قزاقى سفيد با علامت قرمز تدارك شده . علامتهاى ديگرى هم معين كردهاند كه كجا مجاهدين حاضر شوند . كجا فلان صدا بلند شد كمك برسد . كجا بمب خالى كنند . اينها در صورتى است كه كسى مخالفت كند .
و الّا با احدى كار ندارند ، مگر از روى سياههء معين . شهر هم بهتر از شمران است . بى جا مزاحمت نمىكنند . فقط نزاع با قشون دولتى است . آن هم در شهر منحصر به قزاق است كه شايد جنگ نكنند . نزاع با بالائيهاست . به شهرى كارى نيست .
در اين بين آدم شعاع الدين ميرزا آمد كه نديم السلطان آنجا آمده مشغول بازى تخته است شما هم بيائيد . معلوم شد از ما بيعارتر آنها هستند .
حساب قزوين
فراش دفتر آمد كه افخم الدوله برود حساب قزوين چهارده سال قبل را بدهد .
« تاتوله » « 2 » به هوا پاچيدهاند . دماغشان معيوب است . كدام قزوين ، چه حساب .
افخم الدوله گفت عرض كنيد حساب كدام قزوين را بيايم بدهم . به روى چشم . بقدرى از اين پيغام مشير السلطان و ميرزا محمد على خان خنده كرديم كه حساب نداشت . ميان اين آشوب و « علم صراط » « 3 » آقايان خيال مداخل كرده دنبال مردم براى محاسبه مىفرستند .
حقيقة خيلى احمق تشريف دارند . ديروز تا عصر وزرا تلگرافخانه [ بودند ] و با تبريز و جاهاى ديگر مذاكرات داشتند . من كه آدم تنبل خانهنشينى هستم تا مجبور نشوم خانهء
هامش
( 1 ) - دو صفحهء پيش : امير مكرم .
( 2 ) - ( - تاتوره )
( 3 ) - اصل : علم سرات .