حاكم آنجا را كه از طرف معتمد الدولهء حاليه است دستگير و زنجير كرده قزوين نزد سپهدار اعظم بردند . بيست هزار تومان هم از طالقانيها پول خواستهاند . شهرت دارد يك دسته قشون حضرات از طالقان به آزادبر و از آنجا به شهرستانك و از قلهء البرز به سلطنتآباد حمله خواهند آورد . بختياريها هم جلو آمدهاند ، اما من دروغ مىدانم .
امير مكرم
ميرزا محمد خان اعظام الدوله كه حالا لقب او را امير مكرم مىگويند خواست به سارى و بارفروش حمله كند سركردگان نظامى و معتبرين آنجا همراهى نكردند . آنقدر قدرت هم نداشت ، لهذا در آمل مانده جمعيتى هم دارد منتظر امر سپهدار است كه اگر طهران بيايد او هم تشريف بياورد . آدم سفاك ظالمى است ، يعنى ميان اهل دار المرز اين طور شهرت دارد .
شاه در سلطنتآباد مثل حاكم قزوين غافل نشسته . اين اردوى مختصرش نهايت بىنظمى را دارد ، [ نه ] سنگر دارند نه مشق مىكنند . دو تا تير تفنگ غفلة خالى كنند تمام برهم خورده يا فرار مىكنند ، يا مشغول غارت آنجا خواهند شد .
يك خروار عرق
از بنان همايون كه همه كارهء امين الملك است و حالا در حقيقت وزير دربار مىباشد شنيدم كه شب يك خروار عرق بيشتر در سلطنتآباد صرف مىشود . تمام مست مىباشند . در پشت هر درختى شب نيست كه ده لواط واقع نشود . مجلل السلطان عيش كاملى دارد . ناصر السلطنه هم بد نيست . در ميان تفنگدارها خوشگل بسيار است . متصل مشغول هستند . بقدرى مست و غافل هستند كه ده نفر براى تسخير آنجا كافى است .
اينكه حالت شاه و دربار است . ساير رجال و محترمين را هم من در شهر از آنها مستتر مىبينم . تعجب در اين است شيخ فضل الله هم در كمال امنيت خاطر است . همين طور شيخ آملى و امام جمعه و حاج محمد اسمعيل و جماعت ديگر كه همه مىشناسند .
هر كارى براى من لغز و معمائى شده كه با تمام جد و جهد حل نمىشود . زيرا اين آقايان كه مىآيند منظور نظرشان اينها هستند نه كسبهء بازار . پس چطور آسوده و فارغ البال نشستهاند و انتظار مىكشند . اگر بستگى به سفارت هم داشته باشند آشكارا چون نيست آنوقت شب كه بيايند چه ثمر خواهد داشت .