با همهء اين ترتيبات يك آدم عوام پستى است كه در طى مراتب نوكرى تحصيل مقامى كرد . آثار نجابت و امتيازى به هيچوجه در او ديده نشد كه اصل طبيعت پست او را مستور و مخفى دارد . مثلا قماربازى مىكرد اما مثل زنها سفرهء پيچاز . من از محارم او شنيدم شراب مىخورد به قدر الاغى و بعد قى مىكرد و شام مىخورد . خيلى كارهاى ديگر از او نقل مىكنند كه چندان اهميت ندارد . مال زياد جمع كرده و پسرهاى مدير الدوله مثل نهنگ از مدتها قبل دهان باز كرده افسوس كه عزرائيل با آنها شركت و موافقت ندارد .
حكومتهاى تازه
در قنسولگرى عثمانى هنوز حضرات باقى هستند . روس مىگويد به باب عالى تلگراف سختى كرده . پريروز هم شاه با شارژدفر روس مدتى در خلوت گفتگو داشتند . مىگويند علاء الدوله را حاكم آذربايجان كردند . چندى قبل كه تبريزيها قبول نكردند اما حالا آن اقتدار را ندارند . آنوقت مخبر السلطنه را مايل بودند ، اما سعد الدوله ميل نداشت و رد كرد .
گفتند حكومت گيلان ، مازندران ، تنكابون بلكه استراباد را هم به سپهدار اعظم دادند ، قزوين را هم به هزار ماجرا و تصويب او به شرف الدوله . اگر اين مطلب راست بشود آنچه دربارهء سپهدار من تصور مىكردم يقين حاصل مىشود و احدى نمىتواند انكار كند .
مؤيد السلطنه را گفتند حاكم يزد شده . اين خبر را معاون دفتر به من داد كه از بابت وصول مقررى هذه السنهء خودش رقص مىكرد .
اما حالت شخص نظام الملك : پول نمىدهد ، يعنى ندارد . كسى هم با قرض زياد كه دارد [ به او قرض ] نمىدهد . از هركس ممكن بود قرض كرده تل . . . « 1 » ندارد ، براى يك شاهى معطل . حضرت و الا هم خودى از چنگ ما نجات داد . با نوشيروان ترتيب عدالت مىدهد و با بهرام تهيهء نبرد مىكند ، « ولى همش كينه ، همش مهربانى . »
وضع خانه
از همه مصائب شديدتر اين دايه فشندى ، روشنك ، از شوهر پدرسوختهاش سوزنك گرفته و پنهان نموده بود . تا حالا كه ديگر آرام و قرار از او سلب شده دل و كمر بىاندازه درد مىكند مثل مار بر خود مىپيچيد به حدى كه طفل بينوا از او رم دارد و فرار مىكند . دچار يك زحمت فوقالعاده شدهام . اين بچه فقط انس زيادى به خواهرش حورى دارد . متصل در اين هواى گرم بغل او است و جدا نمىشود . خديجه هم بهتر نشده و نيامده . مادر هم كه ندارد . خيلىخيلى در زحمت و مرارت دچارم . دايه را هم
هامش
( 1 ) - نقطهچين در اصل است .