تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 2529

مساهمون:

ص٢٥٢٩
. . . ، در خور كيش خودش * دگر از شورش ايران چه تكدر دارم تكيه بر قوت بازوى بهادر دارم * من اميرى چو بهادر يل قلدر دارم فتوى تست از اين پس همه الدر دارم * . . . ، در خور كيش خودش هرچه مشروطه‌طلب دست من آيد بكشم * هركه از من طلب حق بنمايد بكشم هركه لب بر سخن عدل گشايد بكشم * علماى نجفى را همه يك سر بكشم . . . ، در خور كيش خودش * عالم و پيرو افكار سياسى عجبا بحث كردن ز رباعى و خماسى عجبا * شاه را ناسى و در فكر اناسى عجبا اهل دين طالب قانون اساسى عجبا * . . . ، در خور كيش خودش . . . توئى در اين دور * راست گفتى كه به هر دو رعيت همه‌طور تابع ظلم و ستم بايد و فرمان بر جور * خاطرت جمع كه هرگز ندهم مجلس شور . . . ، در خور كيش خودش * خلق را جز روش ذلت و پستى نسزد بندگان را به خدا شورش و مستى نسزد * دم ز مشروطه زدن دعوى هستى نسزد اهل ايران را جز شاه‌پرستى نسزد * . . . ، در خور كيش خودش خويش را تابع آن . . . مسلم كردم * چون كه مشروطه حرام است از آن رم كردم من كه تقليد ز تو عالم اعلم كردم * عدل احسان را با خلق محرم كردم . . . ، در خور كيش خودش * . . . زور بزن زه زده سرمايهء ما تير سه شعبه به زه كرده دو همسايهء ما * مهربانتر شده از مادر ما دايهء ما در ميان دو فشار است كنون . . . ما * . . . ، در خور كيش خودش گرچه از دست من اين ريش معنعن ندهم * اذن بر سلطنت عدل مقنن ندهم من به مشروطه اگر جان برود تن ندهم * ترسم اين قوم بگيرند اگر من ندهم . . . ، در خور كيش خودش * آه از آن روز كه شه مات شود رخ بممات . . . از هستى خود لات شود رو به كلات * دست توحيد به هم برشكند لات و منات فعلات فعلات فعلات فعلات * . . . ، در خور كيش خودش
ترجيع‌بند است پس از هر دو شعر بايد اين بيت قراءت شود . شيخ الرئيس حقيقة
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 2529 | قهرمان ميرزا عين السلطنه