جامع معقول و منقول است . اما افسوس كه علومات خود را به جاى بىمصرف و مزخرف زيادتر صرف مىكند تا بهجاى صحيح . شيخ التيام جراحت چماقها را مىخواهد با اشعار آبدار كند . روزى نيست شعرى ، قصيده و غزلى از او شهرت ندهند . بيشتر ذم و دق است . اگرچه بعضى استحقاق آن را دارند . حرف در اين است ، براى شيخ پول نمىشود .
شنبه 16 - مجلس رفتيم . اعضاء كمتر آمده بودند . آن كارهاى سابق هم نيست . ناهار كه مايهء دلخوشى ما بود نيست . پس چرا مرخص نمىكنند يا به لغت تازه منحل نمىشويم . نمىدانم .
در مشروطه انجمنى از انجمنها تشكيل شده بود گاهى « مركزى » ، گاهى « رابطه » مىگفتند . حالا هم از كميسيون انتخابات كميسيون ديگرى تشكيل شده بود كه به عبارات نظامنامه دقت كرده فصلبندى ، مادهبندى كنند . آنها هم باز به ملاحظه و نظر جمعى رسانيده گفتند از غلوغش درآمد . امروز تمام كميسيون دعوت شدهاند . اعتقاد خودشان دفعهء آخر قراءت است به صحه و چاپ برود . عمرى باشد ، غروب يا فردا معلوم مىشود .
شب جمعه ساعت هفت تمام جرم قمر منخسف شد ، اما بدبختانه ابر بود و درست رؤيت نشد .
وضع الموت
من ديگر از الموت ننوشتم براى آنكه خودش دفترى جداگانه لازم دارد . همينقدر مختصر مىكنم . آتش برپا كردهاند كه دودش چشمهء خورشيد را تيره و تار مىكند .
سپهدار جواب كاغذها را نداد . فقط از تمام تلگراف « كميسيون اصلاح » فرمانفرما به سعد الدوله تلگراف نموده بود به يك اندازه واقعات راست است . آدمى فرستادهام اشرار تنكابون نيستند ، خود الموتى است قصاص كرده . اما امروز مكتوبى از ابو القاسم خان رسيد كه رومانوسكى با سپهدار رسما و جدا مشغول مذاكرات است .
ورثهء مقتولين شهرند . سپهدار جواب داده به من ربط ندارد آدم شاهزاده برود . اما رومانوسكى متقاعد نشده مىگويد امنيت بدهيد ، قاتل را بدهيد ، خسارت را بدهيد . بار بار اموال غارت شده را به تنكابون نزد امير اسعد مىبرند . وقتى كه خبر قتل قاضى را داده بودند و بيست و چهار قاطر اموال و دويست تومان نقد كه عيال قاضى داده بود كه از خون شوهرش بگذرند و رحم نكرده بودند تقديم امير كردند ختمى از مطاربه براى قاضى گذاشته تا صبح ساز زدند ، آواز خواندند .
ماليات هم حواله كردهاند . انجمن قزوين اين مسئله را منافى دخل خود ديده خيلى