اصفهان ، امن و امان - بالون قرمز
فقط شهرى كه منظم است اول اصفهان است كه بينى و بين الله ذرهاى به مردم تعدى نشد ، مال كسى را نگرفتند ، كسى را بى جا نكشتند . اجانب را ظاهرا داخل خود نكردند .
هيچ يكى از كارهائى كه در رشت و قزوين شد آنجا نشد . همه راحت ، امن و امان است .
دوم طهران است كه از دولت سر پلكنيك لياخف نهايت امنيت را دارد . حالا گاهى خوشذاتها اعلان ژلاتينى مىكنند كه فردا بعد از ظهر شهر برهم مىخورد ، چنين و چنان مىشود ، يا روزها مىگويند هروقت بالون قرمز شب به هوا رفت صباح آن قفقازى به شهر خواهد ريخت و آنوقت بالونهاى قرمز شب هوا مىكنند و مردم بينواى شهر تا صبح قرار و آرام نمىگيرند به جاى خود .
ناامنى و دزدى
اما از شهر طهران كه خارج بشوى از هر سمت تا آخرين نقطه خاك ايران هيچكس داراى شعيرى و فلوسى نيست . روز وانفسا و قيامت كبرى است . راهها مسدود ، حركت ممنوع ، مخاطرات بسيار . چنانچه فخر الملك خودى به كردستان رسانيده و در آنجا متحير مانده از كدام راه خود را طهران برساند . آخر نوشتيم نيايد . عين الدوله با اردو سرگردان است راه عبور ندارد . قاصدى از خرقان براى شعاع الدين ميرزا پاكت مىآورد .
سى شاهى پول براى خرجى داشت فى الجمله گيوه پايش نو بود ، در راه برهنهاش كردند .
سى شاهى را با گيوه بردند تا تهران به گدائى آمد . اينطور مردم پستفطرت و دنى شدهاند .
اما شمرانات به مراتب خطرناكتر از جاهاى ديگر شده . اين سوار و سرباز و توپچى گرسنه بيداد مىكند . مشغول دزدى و سرقت [ است ] و اگر مانع شوند مقتول مىكنند . دو مكان امن در شمران داشتيم يكى زرگنده ، ديگرى قلهك . امسال هم از مردم ترسو و مستبدين تماما آنجا رفتهاند . طورى كه خانههاى ده تومانى را پنجاه تومان و شصت تومان كرايه كردهاند تا هزار تومان بالاتر .
نصرت الملك
نصرت الملك شوهر همشيره شاهزاده آغا همان روزى كه سپهدار قزوين آمد رو به زرگنده فرار كرد . هفت روز بعد بىخبر همشيره را با آنچه در طهران اسباب و مايلزم زندگى داشت برد و همه را در سه اطاق و يك حياط خيلى مختصر حبس نمود . از خودش خاطر جمع است كه هيچكاره بود . اينهمه واهمهء او براى خاطر اين است كه