سپهدار و روسها
سپهدار براى گرفتن مشروطه اين كارها را مىكرد . آنكه داده شد ، حالا اگر بعضى شرايط كرده كه ناتمام است انشاء الله تمام مىشود . اين رعاياى فلكزده و اين مردم قزوين چه تقصير دارند . يا حالا اهل سارى و بارفروش چه گناهى كردهاند . بارى در اينجاها است كه عقل آدم گير مىكند و بايد يقين كند تمام آن عنوانات خدعه و تزوير بوده و هست و خواهد بود .
مرا تكهتكه كنند به دار بزنند عقيدهام اين است . سپهدار بدون كمك و همراهى باطنى روس اين اقدامات را نمىكرد . اين همه گرجى و قفقازى و بلغارى و ارمنى با اسلحه از سرحدى كه كاغذ و روزنامه را باز نكرده نمىگذارند رد شود بىاجازه نگذشته جزو مستخدمين سپهدار نمىشدند . هرجا هم سپهدار رسيد از روى خدعه اول يك تهديد و تخفيفى به قنسولگرى روس كرد كه نوشتهء او را سند كرده و سالدات وارد كردند . چنانچه در اين ده ماه تبريزيها نسبت به تمام قنسولگريها و آن همه تبعهء خارجه كه آنجا دارد تخفيفى نكرده و كمكى نخواستند ، تا اينكه دولت بىمزگى را به حدّ كمال رسانيد . بواسطهء يك خبط و خواستن آذوقه براى فقرا و ضعفا مستمسك به دست آنها افتاده با پنج هزار سالدات و شصت عرابه توپ ، چند گارى ناقابل حمل آذوقه كردند كه هر قدر تاكنون فرياد مىكنند غلط كرديم نمىخواهيم فايده ندارد .
بختياريها و انگليسها
همينطور بختياريها بدون اجازه و دلگرمى دولت انگليس هرگز وارد اصفهان نمىشدند . حاجى عليقلى خان سردار از لندن با مقدارى « منوى » « 1 » جنگ ، با كشتى انگليس مستقيما به رامهرمز وارد [ شد ] از آنجا اصفهان آمد . شاه هم به حضرت و الا پريروز گفته بود من عاجز اينها نيستم ، اما روس و انگليس نمىگذارند . اگرچه نمىشود اين فرمايش را فعلا باور كرد زيرا عاجز است . پس محققا اينها شريك دزد و رفيق غافله مىباشند . به عنوان مشروطه ايران را به باد دادند . منتهى دولت هم به سوء تدبير و كمك و همراهى آن دو وزير بىنظير كه دور نيست آن دو هم با روس و انگليس يار بودند بيشتر اسباب خرابى را فراهم نمود .
اعظام الدوله « 2 » هم اگر سارى و بارفروش را چپاول و غارت كند باز به اغواى روس است . اينها تا در تمام دهكورههاى مملكت ما قشون داخل نكنند دست برنمىدارند .
هامش
( 1 ) - در اصل مينوى -Menu- صورت غذا ولى در اينجا به معنى دستورالعمل است .
( 2 ) - اصل : اعضام الدوله .