كه به ميل جناب رئيس الوزراء نيست و گمان نمىكنم بتواند تغييرى بدهد . اگرچه با همه شيطنت و افساد ، كاركن و باكله و ناقلاست و در باطن هم مشروطهطلب صحيح .
شكايت قصابها
دويست نفر قصاب يكجا از صدمهء كمپانى عارض بودند . اين كمپانى روى قصابهاى بىانصاف ما را سفيد كرده مىگويند سيصد هزار تومان در اين چند ماه دخل بردهاند .
قريب يك ماه هم اهل طهران گوشت به قدر كفايت نداشتند ، بلكه در نهايت عسرت و تنگى بودند . بقدرى اين امتيازنامه را غلط دادهاند كه انسان حيرت مىكند ، ابدا جزا و جريمه ندارد . اگر گوشت بود چنين و چنان كمپانى بكند ، نبود جزا و جريمه در آن نيست .
اين ده نفر تاجر معتبر به مراتب از آن مردمان بىسروپا بيشتر دزدى و تقلب مىكنند . هر شركتى هر كمپانى از ايرانى تشكيل شد همه اين قسم بود .
پنجاه نفر زن با كلانتر مشهور از بابت مطالبهء مقررى و مواجب خود ، جمعى از صرافها هم از بابت مطالبات و بروات ديوانى . جنجال و قال زيادى بود . هر شكل مىشود سر مردم بىكلاه است ، عرض رس نيست .
نظامنامه
با نظم الدوله قدرى سر نظامنامه مرافعه كرديم و شكايتهاى حضرت و الا را گفتم .
خودش هم گله داشت . مىگفت مخبر الملك هنوز هم با تمام تلگراف ولايات باز مىگويد همان نظامنامهء سابق صحيح است . از تبريز ، اصفهان ، گيلان ، خراسان كه فعلا مركز مشروطهخواهان است تلگرافات عديده رسيد كه آن نظامنامه غلط است و ما نهايت آرزو را داريم تغيير داده شده عوض شود .
حرف سپهدار
آنوقت با شعاع الدين ميرزا پرسيديم از سپهدار بگوئيد . گفت مردم مىگويند و سپهدار تلگراف كرده امروز كه ملت قدرتى دارد شاه تمام آنچه را خواستيم مرحمت فرمود . وقتى كه ما قوهء جنگى خود را متفرق كرديم باز نقض فرامين خود را مثل سابق مىكند . شاه بايد قواى جنگى خود را متفرق كرده قورخانه و ذخيره و توپخانه را هم به دست اشخاصى كه ما مىگوئيم و معتمد ملت است واگذار كنند . آن چند نفر را هم نمىگوئيم سياست فرمايند بلكه مثل اشخاصى كه گرفته باغ شاه بردند و جلاى وطن دادند تبعيد كنند .
وزراى شاه هم مىگويند وقتى كه تمام اين كارها را ما كرديم از كجا مىتوانيم شاه را