رسانيد . ( در خاتمه نوشته ) كاغذ نيمورقى شد از بىحواسى است كه الان در مجمعى كه به عرض و داد عدليه آمدند اين موقع و اين كار پرزحمت مگر ارحم الراحمين نگهدارى نمايد ، يا الله .
تاريخ اين كاغذ 27 ربيع الثانى است . مكتوب مختصرى به پسرش ميرزا اسماعيل خان نوشته ، در متن مختصر احوالپرسى كرده آن وقت در حاشيه اين كلمات را نوشته است :
حضور حضرت و الا حاجى افخم الدوله عرض سلام چاكرى برسانيد . الحمد لله مشروطه كه اول آرزوى ملت بود خداوند از محبت به ما مرحمت كرد . عمرى به دعاگوئى صرف مىشود . زندهباد مشروطه . زندهباد مجاهدين قفقاز و رشت و قزوين . زندهباد سپهدار اعظم ملت گويان هستيم . زياده زحمت است . فقط از سلامتى مرقوم فرمائيد .
* * * هيچ محبوسى اينطور كاغذ نمىنويسد . معلوم نيست چه به سرش آوردهاند ، اين است آزادى و مشروطهء آنجا كه يكى از شروط عمده آزادى قلم است .
شنبه دوم جمادى الاول ، اول درجهء جوزا - رئيس الوزرا تأكيد زيادى در باب اختتام نظامنامه كرده بودند . حضرت و الا براى بعضيها مرقوم داشتند كه البته حاضر شوند ، اما مىفرمودند بقدرى در بعضى كلمات و عبارات بحث بى جا مىكنند كه اغلب منزجر و خسته شدهاند .
صرفهجوئى
مجلس رفتيم . جناب رئيس الوزرا فرموده بودند در مخارج تقليل شود . با وجودى كه ناهار موقوف شده گفته شد اين عملهجات زيادى نيست ، ماهى پانصد با ناهار مىدادند ، سيصد براى ناهار كسر شده . اين دويست تومان هم قابل نيست يا آنكه مرخص فرمايند حاضر نشويم ، زيرا كار كه نيست . امين دربار گفت اين مطلب را گفتم قبول نفرمودند .
حضرت و الا فرمودند عريضه به شاه به توسط سعد الدوله نوشته شود ، در صورتى كه وضع تغيير كرده مرخص فرمايند . همان كمسيون عرص كافى است . اما خير مرخص نمىكنند براى آنكه فعلا اينجا ترتيب منظمى دارد براى اجلاسات و نوشتن نظامنامهها يك همچو جائى را لازم دارند .
اوضاع قزوين
جمعى ديدن ميرزا ابو القاسم رفته بودند . خودش حكايت كرده بود شب عيد شاه در عمارت حكومتى مهمانى داشتم ، مطرب و موزيك بود . شهر را هم چراغان كرده بودند .
آتشبازى تهيه شده بود . ساعت دو صداى تير و تفنگ بلند شد كمكم صدا نزديك شد تا