مطمئن كنيم كه شما با قشون خود حمله به طهران و سلطنتآباد نياورده حكايت عثمانى را فراهم ننمائيد . طرفين حق مىگويند و حرفشان راست است . پس اين رشته سر درازهائى دارد به قول صدر السلطنه .
يكى از رعيتهاى شعاع الدين ميرزا از خرقان آمده بود گفته بود از كله دره و تمام دهات آن سمت اسب و تفنگ و سوار مىگيرند . از يكى دو نفر حاجيهاى سيادهن هم مبلغها پول گرفتهاند .
كميتهء صلح نه ، كميتهء واسطه
« كميتهء صلح » هم امروز حاجى امين دربار مىگفت با كسى جنگ نيست . « كميتهء واسطه » است . معلوم شده تغيير اسم دادهاند . با اين ترتيبات بايد منتظر آمدن سپهدار بود .
صدر العلماء شمران رفته كه اصلاح مزاج كند . علماى متحصن حضرت عبد العظيم نيامدند . مىگويند شيخ مرتضى گفته تا قاتلين حاجى ميرزا مصطفى قصاص نشوند نمىآيم .
قاتلين او هم مىگويند اشرار محله دوچى تبريز است كه نزد مفاخر الملك مىباشند .
شاه
شاه نمايشى نمىكند . استمالت و دلجوئى از مردم ننموده . اگر علما را احضار مىفرمود ، از تجار و طبقات اصناف احضار مىكرد ، دستى از مرحمت به سر و گوش آنها مىكشيد ، التفات و مهربانى مىكرد همينطور تلگرافا با ولايات جان نثارش مىكردند ، از سپهدار و صمصام و سايرين كه محبوب واقع شدهاند محبوبتر مىشد . بلكه مىتوانست به كمك و يارى آنها حضرات را با اين حركات جديد كه كردهاند و مىكنند مطرود و مبغوض ملت نمايد . نمىدانم با كى مشورت مىكند كه آن مشورت و مصلحت گذارها هيچ عقل ندارند . اگر مشورت نمىكند و براى خودش كار مىكند جسارت كرده مىنويسم تمامش باطل است و سخيف . امروز بواسطهء آنكه دست خارجه داخل امورات داخلهء ما شده و همهجا قشون آوردهاند ، سپهدار اين حركات را بعد از اعطاى مشروطه كرده ، يا صمصام اصفهان را تخليه نمىكنند . شاه خوب مىتواند ملت را يار و مددكار خود كرده دست همه را به حرف حساب كوتاه كرده بلكه تمام را متهم و به محاكمه كشيده و مجازات بدهد . افسوس كه از من و امثال من مشورت نمىكند . در صورتى كه امروز شاهزاده و قجر بايد محل شور و صلاح باشد نه قراباغى و ديگرى و اگر بوديم يا باز هم از ما شور كند صلاح مملكت و او را از دست نداده مردم را به پرستش او وادار مىكنيم . ملت راحت ، خودش مسجود همه واقع شود .