تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 2516

مساهمون:

ص٢٥١٦

امتحان مدرسهء قاجاريه

پنجشنبه هفتم ، ششم درجهء جوزا - مدرسهء قاجاريه براى امتحان دعوت كرده بودند . چهار ساعت به ظهر مانده ديروز را حضرت و الا سلطنت‌آباد و از آنجا تجريش تشريف برده بودند . من نرفتم ، حاجى آقا رفت . مىگفت بر خلاف باغ شاه يعنى بعد از خرابى آنجا مواظبتى مىكنند كه سلطنت آباد را ويرانه نكنند . قزاق مأمور است كه نگذارد درخت ببرند كثافت كنند . اما مشكل است . بيشتر قورخانه و ذخيرهء شهر را آنجا حمل كرده‌اند . شاه سرما خورده بود و كسالت داشت اغلب روزها عصر سوار مىشود . هفته‌اى دو روز يكشنبه و پنجشنبه هم وزراى بىتكليف آنجا مىروند . هيچ‌كدام از اين وزرا رسما به وزارتخانه‌هاى خود جلوس نكرده‌اند . در مدرسه امتحان فرانسه و انگليسى بود . فرانسه‌دان زياد بود ، اما انگليسىدان همان اسد الله ميرزا بود و امتحان نمود . من چون كم مىدانم صدر السلطنه‌اى نكردم و ساكت بودم .

سپهدار

مفاخر الدوله با من و مؤيد السلطنه و جناب شيخ و عميد الدوله صحبت مىداشت . نمىدانم چه كرده كه خود را از اتهام بيرون آورده از همه‌جا آگاه است . بىعلم نيست . چون جزو وزارت خارجه و كارپرداز رشت و آذربايجان بوده با سفارت‌خانه‌ها مراودهء تام دارد . مىگفت روسها به سپهدار حكم كرده‌اند قدمى از قزوين جلوتر نگذارد و اگر يادداشت آنها را شاه زودتر قبول كرده بود خيلى ممنون مىشدند . اگر نايب السلطنه را همه كاره نكرده بود سپهدار قزوين نمىآمد . زيرا وقتى كه ديدند يادداشت آنها قبول نشد و بدون شور نايب السلطنه وزير شد اشاره كردند او قزوين آمد . تا ناچار قبول كنند كه عزل شود .

وضع تبريز

سه چهار هزار قشون روس به سركردگى ماژور جنرال ايسارسكى در آجىچاى و شهر تبريز است . هزار نفر هم در باسمنج اردو زده‌اند . تمام اسلحه و تمام قفقازى و گرجى و اشرار خارجه را دستگير كرده بردند . آنچه سنگر بود خراب ، ده هزار تومان هم جريمهء آن تير خطا كه به دست سرباز خورده بود خواستند . بيچاره تبريزى به هزار زحمت و ماجرا سه هزار تومان راه انداخته باقى را مهلت گرفتند . گفتند آن روز تلگراف كرده بودند بعد از اعطاى مشروطه يك كرور وجه نقد حاضر و
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 2516 | قهرمان ميرزا عين السلطنه