تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 2503

مساهمون:

ص٢٥٠٣

تبريز

ديگر آنكه در تبريز قشون روس آجىچاى را محل اردوى خود قرار داده نظم شهر با خودشان است . سنگرها را خراب مىكنند . اسلحه را ضبط مىكنند . براى يك تير خطائى كه خالى شده بود و دست يك نفر سالدات خطاء مجروح شده بود به اهل شهر التيماتوم كرده [ اند ] يا ده هزار تومان ديه بدهيد يا بعد از بيست و چهار ساعت جنگ خواهند كرد . ده هزار تومان را دادند و اين مسئله گذشت . اما بهانه مىگيرند و سخت‌گيرى مىكنند كه از طرف اهل شهر يك اقدام ناصوابى بشود تا به مقصود خود نائل شوند و اين سخت‌گيرى آنها شايد نتيجهء بدى حاصل كند . در اين ده ماه قواى جنگى ، مالى آذربايجان به حسن تدابير اين دو وزير و چند نفر آذربايجانى تحليل رفت . امروز بيچاره‌ها دچار اين زحمت مجدد شدند . آذربايجانى كه ايران را منظم مىداشت شايد حالا مستحق همراهى غير باشد . وقتى كه مجلس برهم خورد از فرمانفرما با حضور عميد الدوله پرسيدم حضرت و الا تكليف چه شد . گفت منتظر آمدن سپهدار باشيد . من هم امشب يا فردا استعفا مىكنم . اقدامات نتيجه ندارد .

نمرهء 20

با اين انقلاب و حواسهاى خيلى مغشوش جناب شيخ سيف الدين هم موقع براى امتحان مدرسهء قاجاريه پيدا كرده لاينقطع دعوت مىكند . با افخم الدوله آنجا رفتيم . چند نفرى بيش نيامده بودند . امتحان عربى بود . عباس ميرزا و ناصر قلى خان پسر فخر الملك و ميرزا اسمعيل خان از همه بهتر بودند . نمرهء بيست گرفتند . شمس العلماء عبد الرب آبادى ( قريه است در قزوين ) از آدمهاى به اعلم و باسواد خوب طهران بلكه ايران است در عهد مرحوم اعتضاد السلطنه يكى از مصنفين « نامهء دانشوران » بود تا فوت مرحوم اعتماد السلطنه جزو وزارت انطباعات و از مصنفين معظم بود ، امتحان مىكرد .

ميرزا اسمعيل خان

اين ميرزا اسمعيل خان چندى بگذرد همه را عقب مىگذارد و بقدرى خوش‌بيان است كه حاضرين از صحبت او لذت مىبرند . در اين شش هفت ماه تمام آنها [ را ] كه چندين ماه قبل از او آمده بلكه در مدارس ديگر هم تحصيل كرده بودند عقب گذاشته و سبقت گرفته . حرف در اين است در اين مدت و اين همه تحصيل يك دفعه تقصير نكرده و از معلم كتك نخورده ، حبس نشده . از مدير و معلم تا فراش مدرسه از او رضايت