جمعيت را متفرق كند يا مثل تبريز قشون آورده جبرا اسلحه را خواهيم گرفت . از اين صحبت او معلوم شد در تبريز مشغول گرفتن اسلحه مىباشند . من كه اندرون خدمت حضرت و الا نرفتم . باز فخر الممالك مىگفت سپهدار جواب تلگرافات تبريز و اصفهان و جاهاى ديگر را تمام سربالا داده و اعتنا نكرده است . از اين عدم اعتنا و سرور اهل طهران چنين معلوم مىشود مواضعهاى دارند . براى آنكه هيچ آثار مشروطيت و آزادى در طهران پيدا نيست . زير اين كاسه بايد نيم كاسهاى باشد .
امنيت
افخم الدوله مقارن ظهر آمد . بارونوسكى را ملاقات كرده بود . او گفته بود نصف بيشتر طهران از ما امنيت مىخواهند و ما قوهء دادن اطمينان و امنيت را فعلا نداريم . يا بايد قشون وارد كنيم يا امنيت ندهيم . فقط اقدامى كه از اينجا مىكنيم به نايب قنسول كه قزوين رفته خواهيم نوشت بقدرى كه مىتواند همراهى كند . افخم الدوله پرسيده بود مگر سپهدار صلح نكرده . جواب داده بود خير و هيچ همراهى ندارد .
رولسيون سخت
دوشنبه 26 ربيع الثانى - بقدرى اقوال و اخبار مختلف شنيده مىشود كه من هرقدر مىخواهم به آنها سر و سامانى داده كه قابل نوشتن بشود ممكن نمىشود . فقط لفظ جامعى كه پيدا كردم اين است در ايران « رولسيون » سختى است كه نيت و مقصد واحد ندارند ، هركس به عنوان مشروطه علمى برداشته ، سپاهى تجهيز كرده ، مشغول نهب و قتل و غارت است . روس و انگليس هم به اقسام مختلفه افساد مىكنند و به آتش آنها دامن مىزنند .
حرفهاى سپهدار
آقاى عماد السلطنه تشريف آوردند فرمودند در اين سه مرتبه كه به كميسيون نظامنامهء انتخابات رفتم فقط دو سه مطلب كه به زبان فرانسه مىگفتند و خودم از نواب و فرمانفرما پرسيدم معلوم شد . يكى آنكه سپهدار ده شرط كرده اما شروط را نمىدانم و خيلى « اشتلم » مىكند و با بىاعتنائى جواب ملت و دولت را مىدهد و مىگويد قشون روس به اجازهء شاه آمده تا آنها خارج نشوند من ترك سلاح نمىكنم و گويا رفتن آنها يكى از آن ده شرط باشد .