تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 2496

مساهمون:

ص٢٤٩٦

اعلم الدوله و طبيبها

جمعه 23 ربيع الثانى - حضرت و الا باغ شاه رفته بودند . شاه ناخوش است ، كهير يا دانه‌هاى سرخ بدن شاه بيرون آورده . تب يك بند است . دكتر لندى باكوپن و دكتر روس اندرون رفته « انجكسيون » گنه‌گنه كرده بودند . در اواخر مظفر الدين شاه ما از هر دولتى يك طبيب داشتيم سواى صدها طبيب ايران . بواسطهء علت مزاج شاه خيلى منزلت داشتند ، پولها گرفتند . اعلم الدوله كه به قدر يك كرور ملك و جواهر و پول گرفت . حالا هم با زن و بچه فرنگستان رفته مشغول تعيش است .

تعفن باغ شاه

شاه سلطنت‌آباد مىرود . باغ شاه ديگر تعفن گرفته . در حقيقت ويرانه و مزبله شده . ايران را هم مثل باغ شاه كردند . خرابهء تخت جمشيد از باغ شاه كه به آن صفا و طراوت و قشنگى بود آبادتر است . سپهسالار مىگفت شاه اگر سرباز مىخواهد از درختها صرف‌نظر كند . اما عمارت آنجا را مشغول ساختن هستند . عصر با آقاى عماد السلطنه خانهء سه همشيره كه در سرچشمه منزل دارند رفتيم . الحمد لله خود و بچه‌هايشان سلامت هستند . فخر الملك فردا وارد كردستان مىشود . گمان مىكنم تابستان آنجا باشند . نصير الدوله خيال آمدن باز ندارد . خيلى معذرت از همشيره‌ها خواستيم كه از شدت اشتغال و اصلاح امور مملكتى دير خدمت رسيديم . آنها هم باور كرده گفتند امورات را اصلاح كنيد اينجا نيائيد .

وضع عثمانى

حالا قدرى از عثمانى چنانچه وعده داده‌ام بنويسم . اردوى دوم و سيم در چابلتجا جمع شده همان روز حركت از سالونيك پس از شور سلطان را عزل مىكنند . خبرنگار مخصوص « ماتن » « 1 » كه روزنامهء آن را عماد السلطنه « آبونه » است مىنويسد اين دو اردو سى و پنج هزار قشون منظم مسلح با يكصد و بيست عرابه توپ بزرگ و كوچك و « ماكسيم » است . من وقتى كه داخل جرگهء صاحب‌منصبان آنها شدم مثل اين بود ميان « اتاماژور » فرانسه باشم . پس از رسيدن نزديك اسلامبول شوكت پاشا را « جنراليسيم » ، سردار كل كردند . اردوى چهارم هم از دنبال بنا بود بيايد ليكن محتاج به آن نشدند . تمام اين نظام را از برى و بحرى و اين صاحب‌منصبان عالم را خود اين سلطان تربيت كرده . اين قشون با خودشان ژاندارم و پليسهاى شهرهاى اروپائى و سالونيك را همراه
هامش
( 1 ) -Matin( در متن « متن » آمده ) .
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 2496 | قهرمان ميرزا عين السلطنه