وضع همان است كه بود
اما حالت شهر با اين دستخطها به علاوهء دستخط امروز كه تمام متهمين سياسى و پلتيكى كه در ولايات محبوس [ اند ] يا جلاى وطن داده شده آزاد و به [ رفتن ] اوطان و هر جا ميل دارند آزاد مىباشند بروند ، با تعميرى كه در بهارستان مىكنند و اين مجالس تغييرى نكرده ، ابدا آثار انبساط وجد و سرورى پيدا نيست . متحصنين سفارت بيرون نيامده . مردم در وحشت باقى هستند . آذوقه خريده ، نان خشك خريده ، بيرق سرخ درست مىكنند .
سپهدار در قزوين - افتخار تبريز
دولت اردو به شاهآباد روانه مىكند . قزاق به كرج فرستادهاند . اردوى نظامى تبريز را با عين الدوله خواستهاند . سپهدار قزوين وارد شده دوازده تير توپ شليك كردهاند . از حاجى محمد على آقاى امينى چهل هزار تومان پول گرفته ، همينطور از سايرين على قدر مراتبهم . اسب و تفنگ هر كس دارد بلا استثنا گرفته مىشود . قفقازى ، ارمنى بيداد مىكند . به تمام دهات معتبر هم پول و سوار خبر كردهاند . اما تبريز امن است و به كلى بر خلاف سايرين . حقيقة افتخار اين عهد و اين مشروطه را و اين صلح با شاه را با آن همه خونريزى آنها بردند و ملت ايران تا دنيا باقى است بايد تعريف و تمجيد از آنها كرده ، تا دامنهء قيامت نام آنها را به نيكوئى ببرد . بختياريها صلح با هم نكردند . مشكل است از اصفهان از ترس هم خارج شوند ، بلكه مىگويند صمصام [ السلطنه ] تنها باقى مانده است و اصفهانى ضديت مىكند . فارس ، خراسان و ساير جاها خيلى شلوغ است .
آمدن سپهدار به طهران
من گمان مىكنم سپهدار طهران خواهد آمد . قلع و قمعى مىكند ، حالا به چه اندازه باشد نمىدانم و تا نيايد اوضاع . . . « 1 » طهرانى نمىشود . اگر اينطور نيست چرا سفارتيها بيرون نمىآيند . چرا همهجا چراغان كردند اينجا نكردند . چرا همهجا شادى كردند و تلگراف تشكر آمد اينجا اعتنا ندارند و ساكت مىباشند . چرا سپهدار سپاه جمع مىكند ، چرا وزرا اردو تهيه مىكنند . اگر جلوگيرى كنند و سپهدار نيايد فقط حكم صريح و مصرح اكيد دو سفارت است يا امر تبريز كه او را حكما و حتما امر به مراجعت يا تسليم كنند .
شق ثالث ندارد . طهرانيها منتظرند ، او هم نهايت اشتياق را دارد .
هامش
( 1 ) - يك كلمه ناخوانا