خوب است امر و مقرر شود جمعى را در مجلس حاضر كرده قرار آسايش مردم را بدهيم .
اين عريضه را گفتند اول بهنظر حضرت و الا رسانيده ، بعد آقاى عماد السلطنه و شاهزاده عميد الدوله به حضور ببرند . تلفن كرديم معلوم شد حضرت و الا آمدهاند . لهذا منزل آمده ناهار خوردند و عريضه را حضرت و الا ملاحظه فرمودند . آقاى عماد السلطنه كه خدمت حضرت و الا رفته بود فرمودند امروز شاهزاده با حضور جمعى كه خدمت شاه نشسته بودند آنچه را كه نبايد عرض كنند عرض كردند ، بسيار سخت و بسيار واضح و بىپرده . بطورى كه تمام اهل مجلس خجل شده شاه هم تصديق كرده بود . ديگر مطلب معلوم است و نوشتن در اينجا زيادى . . . « 1 » حضرت و الا براى آنكه نگفتنيها را عرض كرده و دلشان خالى شده بود امروز از آن گرفتگى بيرون آمده بودند و كمى بشاش بودند .
شاه و خراسان
آقايان باغ شاه رفتند . من و شعاع الدين ميرزا چرتى زده خانهء ركن الدوله رفتيم . آمده بودند . معلوم شد شاه اندرون رفته بود . عريضه را به مشار الدوله « 2 » داده تفصيل را گفته بودند . ركن الدوله به ما اطمينان داد كه طهران اغتشاش پيدا نمىكند . ديروز سفارت انگليس مجلسى بود براى همين كار . نايب دوم سفارت روس به قزوين رفت و آنها به نمايندگان اعليحضرت اطمينان دادند كه نمىگذارند بختيارى يا رشتى و ارمنى طهران بيايند . وزرا هم اين دو روزه معلوم مىشوند . خود شاهزاده را هم گويا خراسان روانه كنند .
بعد كه صحبتهاى ديگر به ميان آمد ركن الدوله فرمود آقا سيد احمد بهبهانى پريروز اينجا بود . گفتم مشروطه چطور است . جواب داد بد نيست ، خوب است . صنيع الدوله گفته بود در ماه ذيقعده عريضه به شاه كرده بيشتر اين اتفاقات را نوشته بودم . شاه خوانده در حضور من داد به صدراعظم فرمود بخوان ، خيلى خوب نوشته . من اگرچه اسم آنها را نبرده بودم اما نوشته بودم وزراى خائن . خيلى خلق من تنگ شد آمدم منزل . چند مرتبه پيغام براى من دادند كه هميشه آدم سلامت از باغ شاه بيرون نخواهد رفت ، من ديگر عريضه نكردم .
اعضاى مجلس - قانون انتخابات
يكشنبه 18 ربيع الثانى - ديشب ساعت چهار حضرت و الا پيغام فرستاده بودند صبح فورى بروم . خواب حرام شد . شرفياب شدم . معلوم شد ديشب در همان ساعت چهار دستخطى از شاه رسيده به اين مضمون كه همانطور كه نوشته بوديد قرارى بدهيد
هامش
( 1 ) - نقطهچين در اصل است .
( 2 ) - كذا ، شايد مستشار الدوله درست باشد .