تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 2481

مساهمون:

ص٢٤٨١
نگذاشت سيلاخورى و سايرين صدمهء جانى به حضرات برسانند شكى نيست . اما آنها گويا سياهه دارند كه از روى آن عمل مىكنند و اين هم جزو سياهه بوده . يك ماه بعد از قضيهء مجلس قاسم آقا براى انعام مرحمتى شاه ميان صاحب‌منصبان قزاق انتشارى داد كه پلكنيك همه را تقسيم نكرده و براى خودش تقسيم عمده برداشته . پلكنيك دروغ او را مدلل داشت و عزلش كرد . رفت خدمت سپهسالار آنجا بود و به اين موهبت از طرف او نايل شد . مدتى نيست او را قزوين روانه كردند . اجل او را به آنجا كشيد . شايد هم تقصير داشت و به مكافات رسيد . ميرزا ابو القاسم خان را مىگويند وقتى كه به مقتل بردند يك نفر غلام سفارت روس دست او را گرفته و به سمت منزل رئيس راه شوسهء قزوين برد . اما برخى مىگويند پانزده هزار تومان داده و نجات يافته است .

مشير الدوله ، مؤتمن الملك

از بابت رفعت السلطان مشوش بوديم . طومانيانس تلفن سلامتى او را كه شريكش كرده بود شب فرستاد . الحمد لله سلامت است . او هم مثل مشير الدوله و مؤتمن الملك محبوب دو طرف است . هر سياهه‌اى كه از طرف قبلهء عالم براى انجام امرى مىرسد اسم آن دو نفر مرقوم است ، از طرف ملت هم همانطور محبوب شاه و تمام اهل دربار ، مورد اعتماد تمام ملت مىباشند . حالا سى و پنج و سى و سه عمر دارند . انشاء الله تا پير شوند به مدارج عاليهء عاليه خواهند رسيد . بقدرى هر دو شبيه هم هستند كه اگر خال گوشتى پيشانى مؤتمن الملك نبود احدى پس از مداقهء زياد باز فرق نمىداد . با اين شباهت صورى در لباس و كلاه و عينك هم تقليد هم را مىكنند كه خيلى اسباب اشتباه مىشود .

سعد الدوله

ديشب سعد الدوله تلفنى به باغ شاه مىكند كه جمعى آمده خيال كشتن مرا دارند . از آن طرف به سفارت روس و انگليس [ مىگويد ] كه شاه جمعى را فرستاده مرا محبوس كنند . شاه حشمت الدوله را ساعت چهار از شب رفته روانه مىكند ، از طرف سفارت هم جمعى مىروند هيچ علامت حبس و قتلى ظاهر نبوده است .

تزلزل اهل طهران

شنبه 17 ربيع الثانى - صبح حضرت و الا دربخانه [ رفتند و ] من مجلس رفتم . امروز ناهار نداشتيم . حاجى امين دربار پول نگرفته مبلغى طلب‌كار است . از بابت تسخير قزوين و تزلزل اهل شهر طهران خيلى مذاكره شد . عريضه به شاه عرض شد كه حال قزوين اين است . مىگويند بختيارى هم به قم رسيده سكنهء طهران در اضطراب [ اند ] .
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 2481 | قهرمان ميرزا عين السلطنه