تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 2480

مساهمون:

ص٢٤٨٠
سپهسالار گفته چرا تا من بودم روسها نيامدند . از قرارى كه گفتند به همه جهت به قزوين صد نفر بيشتر نيامده . من يقين دارم نصف آن به طهران بيايد كافى است . فردوسى خوب گفته :
دلاور شد آن مردم نادلير * گوزن اندر آمد به بالين شير بر اين كينه گر كار سازيم زود * و گرنه برآرند از اين مرز دود
ما مرعوب شده‌ايم . آنچه در تواريخ خوانده بودم و باور نمىكردم تمام را باور مىكنم . سى هزار نفر قشون اسكندر چطور دو كرور لشكر دارا را شكست داد . صد نفر نيشابورى را يك نفر مغول چطور به مقتل مىبرد و تمام را مثل گوسفند ذبح مىكرد . افغان چه به سر اصفهان آورد . سلطان محمد خوارزمشاه وقتى كه فرار مىكرد از خندقى گذشت به سپاه خود مىگفت اين قشونى كه از عقب ما مىآيد اگر قمچىهاى خود را در اين خندق بريزند پر مىشود . در صورتى كه از عده و شمارهء قشون مغول خبر نداشت . امروز همان ترس بر ما مستولى شده . اگر ده نفر گرجى و قفقازى بيايد طهران مسخر مىشود . بارى عصر بنا بود خانهء اعدل الدوله برويم . عميد الدوله ، مؤيد السلطنه و جمعى بودند . خيلى صحبت شد كه از كجا تأمين حاصل كنيم . ما يك جمعى بىگناه هستيم كه داخل هيچ شغل و كار و مشورت و مصلحتى نبوده‌ايم . به اين اسم بىمسمى خشك خالى شاهزادگى نبايد بىجهت دچار مشكلات شد . آخر قرار شد فردا در خانهء ركن الدوله حل مسئله بشود .

قاسم آقا مير پنج

شهرت تمامى دارد قاسم آقا مير پنج كه گفتند سردار فاتح لقب گرفته بود در قزوين استنطاق و بعد تيرباران شد . اين قاسم آقا يكى از اشخاصى بود كه همه مىدانستند هر وقت دستگير شود كشته خواهد شد . مشار اليه مهاجر است . ميرپنج و فرماندهء فوج اول قزاق بود . روز نزاع با مجلس برحسب تكليف نظامى با فوج خود بود ، كسانى را كه از پارك امين الدوله دستگير كردند او به قزاقخانه برد . اگرچه من شنيدم كه همه اظهار تشكر از او كردند كه سرباز و سوار ما را مثل حاجى ميرزا ابراهيم آقا كشته بود « 1 » و اين قاسم آقا با دستهء سوار خود ما را از چنگ آنها خلاص كرده داخل قراولخانه يا خانه‌اى كرد كه درست نظرم نيست و سالما قزاقخانه و باغ شاه برد . در اين‌كه به جان آنها رسيد و
هامش
( 1 ) - يعنى اگر قاسم آقا به دادشان نرسيده بود به دست سرباز و سوار كشته شده بودند . ( ا . ا . )