آتش زدهاند . قاسم آقا را به عذاب و شكل خيلى بدى كشتهاند . رئيس همه اين كارها و مجاهدين دين اسلام يك ارمنى است .
بمب پرصدا
افخم الدوله باغ شاه رفته بود مىگفت جمعى از ارامنه و گرجى را در كرج قزاقها گرفته به شهر آوردند . در جيب هركدام يك كتابچه به خط رمز بود . جعبهء بمبى هم گرفتهاند .
اين بمب چيز تازهاى است . يك دانهء آن يك صف قشون پنج هزار نفرى ما را شكست داده بلكه نابود مىكند . يكى از صاحبمنصبان سواره يورتچى گفته بود از هيچ چيز نمىترسيم مگر از اين بمب كه تازه پيدا شده ، نديده و نمىدانيم چيست . اينجا كه صدا كند ، يقين داريم در ميان ايل و در ميان خانهء ما هم صدا و اثر آن مىرود .
بيرق سرخ
طهران خيلى مشوش است ، كسى آرام ندارد ، خصوصا آنها كه مىشناسيم . ديگر در دكاكين بزازى « شلّه » باقى نمانده . زن و مرد هرچه بوده خريدارى كردهاند كه شنيدهاند علامت و بيرق سرخ مايهء نجات است . اما اين علامت مثل آنكه در « رولسيون » فرانسه هم هركس مىگفت زندهباد ملت امان بود . رسما كسى اعلان نكرده و پايهء ترقى ما به آنجا نرسيده . نمىدانم راست است يا دروغ .
نظامنامهء انتخابات
دوشنبه 19 - از الموت و آدمهاى قزوين ما ابدا خبر نرسيده . نمىدانيم چه شده است . حالا هم ميان بلا هستيم . باز آنها آسوده شدهاند . يك ساعت به ظهر مانده حاجى امين دربار آمد كه اعليحضرت فرمودند الان برو خانهء شاهزاده و حضرات پريروز را مجددا براى امروز احضار كرده وزرا هم تمام خواهند آمد . قانون انتخابات حكما تمام شود . من عرض كردم امروز امكان ندارد . فرمودند برو مجلس وزرا . آنجا رفتم قرار شده براى فردا صبح دعوت شوند .
حضرت و الا اندرون بودند عرض كردم . آنوقت پاكت امام جمعهء خوى را دادند و فرمودند او به من نوشته اشخاصى را كه صورت دادهاند و ما به تبريز اسامى آنها را مخابره كرديم همه دعوت نشده بودند . بايد همه دعوت شوند و يك روز هم قبل اخبار كنيد . امام جمعهء طهران هم به من همينطور گفتند باز اگر اشخاص همه دعوت نشوند نتيجه حاصل نمىشود . لهذا پاكتى به امام جمعهء خوى نوشتيم كه جناب مستطاب عالى خودتان آن اسامى را مرقوم داريد دعوت شود و يك كاغذ هم به هيئت وزرا كه صورت