اسامى را چرا تمام نمىدهيد . هر دو را روانه [ كرديم ] . امين دربار رفت كه ناهار تهيه كرده رقعهجات دعوت هم نوشته روانه دارد .
او كه رفت افخم الدوله آمد . در ذيل عريضهء حضرت و الا دستخط شده بود شاهزاده عز الدوله فردا چهار ساعت به غروب مانده مجددا از روى سياهه اشخاص را بخواهيد و نظامنامه را زودتر تمام كنيد . ديگر آنچه حضرت و الا عرض كرده بود و از بابت تلگراف ولايات چيزى دستخط نشده بود .
سه ساعت به غروب مانده رقعهاى از سعد الدوله زيارت شد كه تتمهء آن اشخاص را مرقوم و باز نوشته بودند اكيدا دعوت براى چهار به غروب مانده شوند . آن چند نفر از اين قرارند : مخبر الملك - صديق حضرت - حسينقلى « 1 » خان تواب - شيخ الرئيس - سردار منصور - معين [ التجار ] بوشهر - رئيس التجار خراسانى - ميرزا احمد خان حيدرى .
ميرزا احمد خان حيدرى
ميرزا احمد خان گرجى در سفر اول فرنگ نوكر امين السلطان شد . خيلى وجاهت منظر داشت . همه او را مىشناسند . براى همه قهوه و چاى آورده . از بيشتر اعيان انعامات گرفته . در اوايل مشروطه طلوعى كرد ، تا آنجا كه قسمنامه را از دست آقا سيد محمد گرفته پاره كرد . بعد دولتى [ و ] رئيس تفتيش تذكره شد ، بعد معزول . حالا باز اول طلوع او است خدا به داد برسد .
من اسبم حاضر بود رفتم مجلس ، ديدم كسى نيست مگر ناظر . خدمتى كه به امين دربار كردم گفتم علاوه تدارك ناهار نكند . از آنجا خانهء امين دربار رفتم . چه باغچهء قشنگى داشت ، يك پارچه گل بود . رقعهجات رفته بود ، سياهه نوشته ، غير اجزاء مجلس را براى چهار به غروب مانده اخبار كرديم . اين چند نفر جديد را هم در ساعت چهار .
كابينهء جديد
از كاغذ ديروز و اين ابلاغ امروز معلوم شد سعد الدوله به وزارت خارجه به زور روس و انگليس برقرار [ شده . ] بلكه امين دربار گفت رئيس الوزراء شده . ساير وزراء هم كه خبر آوردند مستوفى الممالك وزير جنگ - مشير الدوله وزير عدليه - مهندس الممالك وزير فوايد عامه و معادن ( با آن افادههاى صدر السلطنه و آن حكايت امروز مجلس و باغ شاه مهرش را نمىدهم - مهرش را مىدهم ) - مؤتمن الملك وزير علوم و معارف -
هامش
( 1 ) - اصل : حسنقلى