صد هزار تومان براى علاج
شاهزاده خيلى شكوه از سوء تدابير كرد و اينكه الان هم تمام به راه غلط مىرويد .
در قزوين قشون بود ، آنها چه شدند . اينها هم مثل آنها مىشوند . علاج درد را بايد كرد .
امير نظام مىگفت بيائيد به قدر صد هزار تومان پول قرض بدهيد تا رفع بعضى از حوائج بشود . نظام السلطنه گفت شما نقشه را بكشيد جلوى چشم ما بگذاريد ببينيم چطور است . اگر صحيح بود البته پول كه سهل است جان مىدهيم . اما بى جا و بىجهت كسى پول نمىدهد . آنهمه دادند چه شد .
شاه و زيارت عاشورا
من گفتم با صد هزار تومان و جنگ مىخواهيد ايران را منظم كنيد . امروز ديگر روز جنگ نيست ، راه ديگرى دارد . گفتند براى اينكه مبادا طهران بيايند بايد جلو گرفت .
گفتم بختيارى را چه مىكنيد . از تركمان با چه جلو خواهيد گرفت . من براى كشيدن سيگارد از اطاق بيرون رفتم . ديدم ممتاز الدوله به آغا عبد الله گفت شاه بيرون مىآيد ؟
جواب داد مشغول زيارت عاشوراست و هنوز نماز هم نكرده ! من از برادر آغا عبد الله پرسيدم چهوقت زيارت عاشوراست . گفت شاه ماشاء الله خيلى مقدس است ، زيارت عاشوراى ايشان در روزهاى جمعه ترك نمىشود . آنوقت خودش گفت اين كارها هم دل خوش مىخواهد .
اوضاع اندرون
آغا عبد الله قدرى به خودش فحش داد و شكايت از آدمهاى خانم و وليعهد داشت .
وليعهد هم گاهى دنبال غلام بچهها تا اين حياط دويده تا ما را مىديد فورا اندرون مىرفت . در اين بين در زدند كسى نبود . باز در زدند ، باز كسى جواب نداد . باز در زدند اين دفعه خيلى سخت آغا عبد الله ناچار گفت كيست . جواب زنى داد كه بابا قاپچى را بگوئيد بيايد . گفت بابا قاپچى رفته است . گفت كجا . گفت نه ماه است مواجب نگرفته چقدر مفت خدمت كند . همه كه مثل من پدرسوخته نيستند .
غياث نظام
در اين بين آشوبى شد سروكله سپهسالار پيدا شد . تا داخل اطاق شد گفت اى پدر سگ غياث نظام . اى نمك به حرام سردار مظفر . مجد الدوله گفت شما اين غياث نظام را آدم كرديد . من زود داخل اطاق شدم . گفت چه مىدانستم . گفت ما كه مىدانستيم . آن وقت خواستند نزاعى كنند اهل مجلس نگذاشتند . سپهسالار گفت سردار مظفر يك