تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 2466

مساهمون:

ص٢٤٦٦
وزارت نداشت .

شرط سن

بارى مباحثهء بسيار شد كه خيلى خنده داشت . آخر من گفتم مهندس‌باشى تو مكنت هم ندارى آنقدر زيادى نگو . آن شرط ديگر هم از تو ساقط است . اين به داد همه رسيد و كمى ساكتش كرد . مدير الدوله مىگفت وزرا چطور از هفتاد گذشته هم داخل كارند . من باز فضولى كرده گفتم اگر بنا شد براى وزارت هم قانونى نوشته شود آنجا هم شرط مىشود .

شرط مكنت

خيلى صحبتهاى بامزه در ضمن اين فصل كرده شد . مكنت را هم چهارده هزار تومان يا هفتصد تومان عايدى كرده بودند . ديگر جرح و تعديلى نشده بود . راستى خيلى مزه داشت كه صدر السلطنه آيهء قرآن را كه مدتى بود ما مىخواستيم بخوانيم و خجالت داشتيم به دلش افتاده گفت : اعوذ بالله من الشيطان الرجيم . بسم اللّه الرحمن الرحيم . قال تبارك و تعالى و من نعمره ننكسه . همه را ساكت كرد .

نظامنامهء انتخابات

نظامنامه تمام شد و مهر شد . اما در تاريخ آن‌كه نوشته شده بود از غرهء رجب شروع بايد بشود همه گفتند صحيح نيست ، زيرا هرقدر زودتر مشغول شوند اصلح است . حضرت و الا فرمودند جاى تاريخ را گذاشته و عريضه به شاه عرض شد كه مفاد آن اين بود . از روز طبع و انتشار و وصول پست به ولايات مقرر شد شروع كنند . اين تأخير اسباب زحمت مىشود و مجلس تصويب نمىكند .

به قول شاه اعتماد نيست

بعد از ناهار عريضه و نظامنامه روانهء باغ شاه شد . اما معلوم نيست طرف قبول اين نظامنامه كيست و براى كى و كجا نوشته‌اند . اگر روز اول به اين قوانين دقت كرده همه را شوخى و بازى تصور نمىكردند كار مملكت به اين روز نمىافتاد و خودشان دچار اين مشكلات نمىشدند . راستى اين است مردم ديگر به قول شاه اعتماد ندارند . در دهم رمضان اعلان كردند كه الان در بعضى ديوارهاى شهر هنوز باقى است كه در هفدهم شوال مجلسين برقرار مىشود . آن‌وقت آن مجلسها را ترتيب داده و آن اعلانهاى حرمت را كردند . خودمان هم در مسئلهء هبه‌نامه خيلى تجربه كرديم كه چقدر بدون جهت و
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 2466 | قهرمان ميرزا عين السلطنه