تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 2405

مساهمون:

ص٢٤٠٥
نظام گماشتهء او را خواستند دستگير كنند رفت به ادارهء راه شوسهء روس پناه برد . اردوى قم هم به سمت اصفهان حركت كرد به سردارى سردار معتضد و ساير بختياريها .

ضرر كسبه

يكشنبه 20 شهر ربيع الاول - بارندگى نشده بود هوا خيلى گرم گرديده . پريشب بارانى آمد و خنك شد . بازارهاى بسته ديروز شنبه باز شد . معلوم بود براى چه بستند ، اما معلوم نشد براى چه باز كردند . همه به يك‌ديگر فحش مىدهند كه پدرسوخته‌ها دو ماه ما را معطل كرده از كسب و كاسبى بازداشتند . اين پدرسوخته‌ها كى هستند نمىدانم . ميرزا حمد بزاز خودمان را ديدم مىگفت پدرسگها سه چهار هزار تومان شب عيدى به من ضرر زدند . تمام فروش ما را يهوديها و بزازيهاى محلات شهر كردند . واقعا يهوديها دخل كلى امسال از خريد غارت و دزديها و فروش اجناس شب عيد بردند . گفتم يكى از پدرسگها خودت بودى .

وضع خودم

يك قدرى از خودم بنويسم . من از دولت مواجبى و شغلى ندارم ، خرج من و افخم الدوله را حضرت و الا مرحمت مىكند . افخم امسال الموت رفت مقررى خودش را برداشت . من به هزار زحمت نصف مقررى خودم را گرفتم ، مابقى مانده . براى حضرت و الا هم پولى نمىرسد . زيرا افتخار التجار كرمانشاهان رفته . ارباب جمشيد هم صورت حساب فرستاد و بهانهء خوبى براى حضرت و الا شده است . نزد تومانيانس هم آنقدر پول ندارد . تا حرف مىزنيم مىفرمايند مقررى همدان مال دو سال مانده برو وصول كن ، يا در ملاير باقى است بگير . مقررى امسال ركاب را هم با وجود توقيف ناصر السلطنه براتش را گرفتيم ، شاه هم حواله گمرك امسال كرد . خدمت مسيو مرنارد رئيس گمرك برديم . اول ورقه كه نوشته در اطاق آويخته بود نمود . بعد گفت شما بندرى و سرحدى براى ايران بنمائيد آن‌وقت مطالبهء وجه گمرك كنيد . من تنزيل قرض روس و مواجب مستخدمين اداره را ندارم بدهم . به هزار مشقت و همراهى منوچهر ميرزاى عماد الدوله ، چند كلمه به خط قرمز علاوه برات گرديد كه ثبت شد .

يك غاز نيست

غلهء املاك همدان و قزوين و طهران هم در انبار مانده خريدارى پيدا نمىشود . يك غاز در دستگاه وجود ندارد . عراده لنگ است ، لنگ است . دستگاه حضرت و الا از مال