تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 2403

مساهمون:

ص٢٤٠٣
نمىكنيم و نبايد حقوق سى كرور آدم را ابطال كرد . عميد الدوله به آن صحبت مست بود . همراهى خيلى كرد و بعد از رفتن مؤيد السلطنه هم خيلى حفظ الغيب كرد . اما مشكل فايده كند . واقعا من و جمعى ديگر مؤيد السلطنه را آدم باديانتى مىدانستيم . در اين مسئله معلوم شد ديانت ندارد . با تمام اهل مجلس دعوا كرد . منتهى همه سكوت كردند جز عماد السلطنه .

جنگ تبريز

برويم سر صحبتهاى اعتماد الدوله . مىگفت در جنگ چهارم كه نوشته شد حاجى على دواساز يكى از رؤساى « انجمن تبريز » كشته شده . به شاه عرض كردم چرا قتل او را نفرموديد . فرمودند از بس اخبار تكذيب مىشود من ديگر هيچ نمىگويم . اين حاجى على را مىگفت شاه معتبر كرد ، مواجب داد ، التفات كرد تا به اينجا رسيد . آن‌وقت مىگفت تمام آنها كه بر ضد شاه هستند از نوكرهاى خودش مىباشند . محقق برادر حاجى ناصر السلطنه ، پسر علاء الملك رئيس قشون داماد حشمت الدوله - بصير السلطنه - عموزاده‌هاى من همه رئيس شورشيان مىباشند . جنگ ديگرى هم گفت سه روز قبل شده باز مردم از شدت جوع انجمن را مجبور كردند جنگ كند . در اين مرتبه هم شكست فاحش خورده و بسيار كشته شده‌اند كه عدد تلفات معلوم نيست . شيخ مهدى برادر شيخ على امروز عصر اينجا آمد گفت همراهى كنيد ديهء آن بيچاره را از اموال سپهدار بدهند . چند عريضه نوشته بود ، يكى هم براى حضرت و الا كه شيخ على برادر صدر الادباست . معلم بچه‌هاى شما بود . خودش چاكر اين آستان بود صغير او چيزى ندارد التفاتى بفرمائيد . مىگفت در منزل منتصر الدوله حبس بود . سيد يعقوب شيرازى و پسر شيخ فضل الله ( آنكه در مشروطه بر ضد پدرش برخاست شيخ را لعن كرد محمد بن ابا بكر ناميدند ) جد كردند و هزار شهادت ناحق دادند . با وجودى كه سپهدار خواسته بود نگذاشتند برود و به اغوا و تحريك و اصرار آن دو نفر كشته شد . حتى پول هم دادند كه مرخص كنند آن دو نفر مانع شدند نگذاشتند . جمعى از آنها كه فرار كرده يا تبعيد شده بودند از روسيه به گيلان آمده‌اند . روزنامهء « حبل المتين » هم آنجا چاپ مىشود . بهاء الذكرين و خيليها آمده‌اند .

باز شدن دكانها

تك‌تك دكانهاى بسته باز مىشود . مردم خسته شدند . الحق با اين گرسنگى و فقر خيلى طاقت آوردند . سيد مجتبى گفت امروز سيد مرتضى گفت دكانش را باز كنند تا روز شنبه خودش برود . اين فقره محقق كرد كه دكاكين باز مىشود . سيد مرتضى يك دقيقه تا
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 2403 | قهرمان ميرزا عين السلطنه