امروز دكانش را باز نكرده بود .
كتابفروشيها
شيخ كتابفروش چند روز قبل اينجا آمد ، مىگفت سالى شش ماه دكان ما بسته است ، آن كتابفروشهاى مشروطه مثل شرافت ، تربيت ، معارف همه باز هستند . من بيچاره و سايرين بايد بسته باشيم . نزديك است تمام ما مردم در خيابان دكان كرايه كنيم .
من هم تأييد كردم زيرا در خيابان ناصريه تمام حريم ارگ را حاجب الدوله دكان ساخته و بسيار جاى خوبى شده براى گردش عصر . شيخ دكانى داشته باشد خيلى خوب است .
آقا سيد ريحان الله
رفتن آقا سيد ريحان الله دروغ بود . امروز احتشام الدوله مىگفت دو هزار تومان از دولت گرفت و به سمت مشهد مقدس روانه شد . آن دفعه هم آقا به مشهد رفت . من مراجعت از مشهد در منزل زعفرانى خدمت آقا رسيدم . سايرين هم يكىيكى مىآيند .
تا سيد على آقا چه كند .
از قزوين رفعت السلطان نوشته بود تجار اعانه ندادند . پول حضرات ته كشيده دانه دانه از شهبندرى فرار مىكنند در خانههاى خود مخفى مىشوند . به همه جهت شصت نفر بودند و حالا چهل نفر باقى است . همدان هم گويا آرام گرفته . مماطلهء دولت فعلا كار بزرگى صورت داد . اما آخر ندارد .
الموت
از الموت و ابو القاسم خان كاغذ رسيد كه تنكابنى به قدر صد نفر در مران براى آنكه كسى به آن سمت نرود جمع شدهاند . ما هم الموتى را جمع كرده براى آنكه مبادا به ما حمله بياورند سنگر بستيم . ده سوار از قزوين خواستيم با دويست نفر ، الموتى مستحفظ سنگرهاست انشا الله نمىگذاريم به الموت صدمه بزنند .
رشيد الملك و طوالش
از طرف اردبيل به سمت گيلان رشيد الملك رفته طوالش اطاعت كردند و يكى از خوانين را كه ميل داشتند دولت به جاى عميد السلطنه حكمران كرد . طالش اگر از گيلانى جدا شود ديگر گيلك سپاهى نيست و كارى نمىتواند بكند . قفقازيها هم بيشتر رفتهاند .
به تنكابن هم اسماعيل خان با سوار كرد و ترك و خواجهوند عبد الملكى حمله برده .
تمام املاك قزوين سپهدار را هم رفعت السلطان نوشته بود حكومت ضبط كرد . ناصر