حركت وحشيانهء تبعهء ما بشود و خراسانى ذيحق است .
نير الدوله
گفت نير الدوله را در سبزوار ديدم اما خارج شهر منزل داشت . بسيار مىترسيد . علما گفته بودند ما ديدن نمىكنيم براى اينكه بازديد نمىآيد . جواب نوشته بود من از ترس بمب بازديد نمىكنم . من گفتم اين ترس كه شما را گرفته هيچ لازم نبود خراسان برويد .
اينجا جائى نرفتيد ، در مشهد آيا به صحن مقدس هم نمىرويد . فكرى كرده گفت ممكن نيست حرم مشرف نشوم . گفتم مثلا قايممقام مرد سر ختم نمىرويد . يا شما حاكم هستيد چطور نشسته و حكومت مىكنيد . پس اگر آنقدر واهمه داريد چرا قبول حكومت كرديد . آيا لازم بود ركن الدوله را عزل كنند و اين آدم را روانه دارند . هرجا مىرسيد پانصد نفر سوار سيورسات مىگفت حاضر كنند . من هم گمان كردم راست است . وقتى كه رسيدم ديدم به همه جهت پنجاه نفر سوار همراه دارد . يكى از خراسانيها را اسم برد يادم رفت . پرسيد تلگراف كنم جمعيت شما چقدر است . گفت پانصد نفر . آنوقت گفت نمىشود . جواب داد بزن سيصد نفر . به من مىگفت اگر تحريك ركن الدوله نيست چرا سوار حاضر نمىشود . گفتم شجاع الدوله را شنيديد تلگراف تبريك به انجمن زده بود .
گفت آن پدرسگ بجنوردى . گفتم او هم مثل آن يكى .
مىگفت در سبزوار ديدم خيلى محبت مىكرد بيشتر از ركن الدوله . اما مىدانيد هيكل و پز او متكبر و خودخواه به نظر مىآيد و تا بخواهد از باطن خود خبر بدهد كار مىگذرد .
وانگهى عوام همان هيكل او را مىبينند نه مكالمات و احوالات [ او را ] . راست مىگفت پز نير الدوله خيلى توى ذهن مىزند . در طهران و ميانهء خود ما آشكار است . از سابق هم دلخورى دارند ، خيلى مشكل است خراسان با وضع اين نير الدوله و تنفر مردم از او آرام بگيرد .
حالا اين انتخاب او به خراسان جزو كدام حلال و حرام مشروطه يا استبداد است .
چرا بايد از يك حاكمى كه تمام او را مىخواهند و الحق خوب حركت كرده صرفنظر كرد ، آنوقت دچار اين محظورات و موانع زياد گرديد ! ركن الدوله بود چه ضرر داشت كه نير الدوله برود با اين مرافعه و كشمكش . اين انتخاب هم به واسطهء سپهسالار شده ، صدراعظم تقصير ندارد .
مادر شاه
امروز عصر مهد عليا و ستر كبرى بازديد حضرت و الا آمد اما خيلى مسكين و مفلوك ، با يك جلودار و يك خواجه . من هيچ ادنى صيغهء دهاتى ناصر الدين شاه را نديده و