تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 2354

مساهمون:

ص٢٣٥٤

قوهء ملى

چيزى كه سدّ سديد موانع مىشود و كشتى حيات ما را به ساحل نجات مىرساند يك پادشاه كامل عاقل با عزم مجربى است كه به كمك و يارى رعاياى فقير مسكين اما غيور و نجيب خود همه را از پيش برداشته و تمام را آسوده نمايد . حالت حاليهء ايران بدتر از عهدى است كه نادر طلوع كرد . درست است احتياجات ما و فقر ما از آن وقت بيشتر است ، اما امروز از آن روز قوميت و مليت را بهتر مىدانيم و عقلمان بيشتر شده و با قوهء ملى همه‌كار مىشود كرد . چنانچه دولتهاى خيلى كوچك را مىبينيم بواسطهء همان قوه در مقابل دولتهاى خيلىخيلى بزرگ ايستادگى دارند و بالعكس دولتهاى خيلى بزرگ بدون آن قوه از دولتهاى خيلى كوچك ضعيف‌ترند . اين قوهء ملى است كه يك دولت بسيار كوچكى با دولت بزرگى مثل اطريش اين قسم سلوك و رفتار مىكند و ما چندين هزار برابر آن هستيم . يكى از خبرنگاران روزنامهء فرانسه در اين ايام با وزير جنگ مونتنگرو ملاقات مىكند . از عدهء قشون آنجا مىپرسد . مىگويد پنجاه هزار قشون مسلح داريم . بعد مىگويد شما با اين قشون چطور با اطريش جنگ خواهيد كرد . جواب مىدهد اگر ما نمىتوانيم جنگ بكنيم او هم نمىتواند مملكت ما را بگيرد و مالك شود تا يك نفر از ملت باقى است . خيلى تعجب بايد كرد كه آنها از دويست و سى هزار نفس پنجاه هزار مرد جنگى و سپاهى دارند .

سالار الدوله

راستى امروز در مجلس مذكور شد يعنى سيد جعفر گلستانه مىگفت من و جمعى از كسبه مطالباتى از شاهزادهء سالار الدوله داشتيم . پس از رفتن او هرجا عارض شديم ثمرى نكرد . رفتيم سفارت روس مدتى ما را معطل كرد . سه روز قبل كه آنجا رفتم جواب دادند نمىدانيم سالار الدوله كجاست و آن‌وقت از ما جويا شدند آيا شما هم خبر داريد يا خير . جمعى مىگويند رشت وارد شده ، بعضى مىگويند نزد ستار خان تبريز رفته . حالا او هم بيايد به لرستان خودى برساند از همه بيشتر اغتشاش خواهد نمود . شاهزاده مؤيد السلطنه گفتند صدق الدوله حاكم تازهء ملاير را ديدم گفتم چه وقت مىرويد جواب داد سوار لرستانى حركت كرد و به سمت ملاير و كرمانشاهان رفته‌اند ، من چطور بروم . شاهزاده را سفارت تعهد كرد در يكى از شهرهاى روسيه نگاه‌دارى كند و گفتند در شهر ورشو به نظارت پليس اقامت كند . حالا سفارت مىگويد خبر ندارم كجا است . نمىتوان باور كرد . پس معلوم مىشود خودشان مرخص كرده‌اند كه آن هم سمتى را برهم بزند و
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 2354 | قهرمان ميرزا عين السلطنه