تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 2352

مساهمون:

ص٢٣٥٢
صحبت مىداريم . آن‌وقت اعتماد السلطنه گفت لازم نيست رقعه نوشته احضار شوند . به جهت آنكه خودشان قرار داده‌اند مجلسى در تخت مرمر بشود . از چهار سمت هجوم آوردند بدون مشاوره با اين مجلس صلاح نيست . آن‌وقت رأى گرفتند عموما جز همان اعتماد السلطنه و دو نفر ديگر به احضار صدراعظم و سايرين رأى دادند . رقعه نوشته در آخر آن هم اتمام حجت شد كه من بعد سند باشد . مجلس ختم شد . حضرت و الا اميريه تشريف بردند . ما نشستيم حاجى خان نايب حامل پاكت آمد گفت صدراعظم خواند و داد ممتاز الدوله به نظر مبارك برساند . فرمودند جواب را صبح مىدهم . با تلفن هم جواب را خواستيم گفتند صدراعظم خدمت شاه است .

زنها و توپ مرواريد

يك ساعت به غروب مانده مراجعت شد . دم توپ مرواريد بقدرى زن و دختر جمع بود كه حساب نداشت . توپچى پولى گرفته يكىيكى را روى سكو مىفرستاد كه آنها چند مرتبه دور توپ طوافى كرده هركدام صاحب جرأت و شجاعتى بودند از زير توپ هم رد مىشدند . در اين هنگامه و انقلاب شهر و مملكت زنها دست از كارهاى مرحوم كلثوم نه‌نه باز برنداشته‌اند و شب چهارشنبه آخر صفر و آخر سال هر دو مصادف شده ، يقينا خيلى مؤثرتر خواهد بود . بارى باز شمه‌اى از دردهاى بىدرمان خودمان بنويسم . يكى از بزرگترين موانع براى ترقى و تمدن ايرانيها عدم مساعدت و همراهى بلكه جلوگيرى و ممانعت علماى ما است كه حتى المقدور عوام را براى اجراى مقاصد خودشان بهر نحو بود مانع گرديدند كه دنبال علومات جديد بروند . در اواخر ناصر الدين شاه از حكايت انحصار تنباكو و عمل رژى علما داخل عرفيات شده و به يك اندازه به دربار تسلطى پيدا كردند . در اوايل مظفر الدين شاه فرمانفرماى حاليه براى عزل صدراعظم امين السلطان به تكميل آن كوشيد . همانطور كه وكلا و مجلس شوراى ملى ما را داخل اجرائيات و رشوه و مداخل كرد عمل استقراض روس تسلط حضرات را اكمل نمود و مثل اواخر عهد صفويه شد . اين كارها باعث شد كه مرجع تقليد عامه علماى عتبات عاليات شدند و جماعت شيعه هميشه تقليد آنها را مىكردند .

نفوذ عتبات

در اوايل مشروطه براى استحكام آن اساس حضرات را هم توى كار آوردند . جماعتى را از طهران آنجا گسيل كردند و متصل احكام روانه مىكردند . مخالفين آن اساس هم ناچار شده جمع ديگرى را روانه كردند . اين بود كه متصل استفتاء و احكامات متضاد