مسلمانى را فورا كافر مىكنند . امان امان از حكام شرع . اگر در هر شهرى يك حاكم و يك فراشباشى و يك وزير ظلم مىكند . اينها در هر كوچه چندين نفر بيداد مىكنند . خصوصا اين ايام كه احترامشان بيشتر است .
غياث نظام
سهشنبه 23 صفر - شهرت دارد دويست قزاق و دو عرابه توپ مسلسل روسها به رشت وارد كردهاند . غياث نظام به خونخواهى پسرش يوزباشى چاى رفته ، با مستحفظين سنگر جنگ سختى كرده ، دويست نفر كشته و سنگر را هم تصاحب نموده است . اين غياث نظام غياثوند شيطان را درس مىدهد .
از الموت پاكت رسيد كه صد سوار [ و ] دويست پياده در گردنهء سلمبار سرحد تنكابون و الموت وارد شده . نمىدانيم چه خيال دارند . همهء فرمايشات ملوكانه به اين زودى نتيجه مىبخشد . ديروز اميريه فرستاديم آقاى نايب السلطنه امروز يك ساعت به غروب مانده را وقت داده بودند .
شروط مشروطه
حالا برويم سر مذاكرات مجلس . بعد از مطالب متفرقه و خواندن جواب كاغذها از اغتشاش و انقلاب ايران صحبت به ميان آمد . شاهزاده مؤيد السلطنه و بعضى رأيشان بود كه از تمام اعاظم مملكت در پايتخت مجلس شود و رأى بخواهند . جمعى گفتند از تبريز و اصفهان و گيلان نخواهند آمد . در اين فقره صحبت زياد شد نتيجه حاصل نگرديد . آن وقت گفتند خوب است فعلا مجلسى در طهران بشود و اين مذاكرات آنجا بشود . از اين مطلب هم نتيجه دست نداد . ناهار خورده شد . بعد از ناهار باز صحبت به ميان آمد رأى عموم از تجار و غيره اين بود كه مبادا وقت بگذرد و مجبور شوند مشروطه بدهند بدون هيچ قسم شرط و عهدى و آنوقت صد مقابل مغشوشتر خواهد شد . پس بايد تا موقع هست اقلا شروطى قرار داده شود . من گفتم اين صحبتها براى چيست ، طرف ما معلوم نيست كه پيش خود صلاحانديشى مىكنيم . پس يك مجلس صدراعظم و ساير وزراء را بخواهيم با حضور آنها مذاكرات لازمه بشود . شايد هيچ ميل نداشته باشند و خودشان تمام كارها را صورت داده باشند . جمعى گفتند نخواهند آمد . چون روى سخن با من بود جواب گفتم چه بهتر نيايند ، ما تكليف خود را پيش خدا و خلق خدا از گردن انداختهايم و من بعد از اين مقوله صحبت نمىداريم . جمعى ديگر گفتند خواهند آمد . سيد جعفر گلستانه كه معلوم شد بسيار جبون است متصل مىگفت امنيت بدهند . آنوقت عماد السلطنه ، مؤيد السلطنه ، عميد الدوله گفتند لازم نيست شما طرف شويد ، ما خودمان