تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 2326

مساهمون:

ص٢٣٢٦
شير و خورشيد كلاه بوده ، گمان مىكنند او سردار افخم است چند تير به او مىزنند . مستشار دفتر ميرزا عبد الوهاب خان داماد وزير دفتر مرحوم از آدمهاى خوب پولها را جمع كرده بود و مشغول ريختن به جيب بود ، اينها گمان مىكنند مىخواهد تپانچه بيرون بياورد او را هم مىكشند . جمعى مىگويند وقتى كه سردار افتاده بود به مردهء او تپانچه مىزدند . اين مستشار دفتر گفته بود ديگر به مرده چرا تپانچه خالى مىكنيد ، مىگويند حالا فضولى مىكنى و يك تير هم به سينهء او مىزنند . اين بيچاره رفته بود مقررى خود و كسانش را وصول كند .

پاپايف

بارى سردار وقتى كه مىبيند عوضى گرفتند فرار مىكند . يك نفر از كسان سردار منصور كه با آنها بود يا در مهمانى بود مىگويد سردار و حاكم آن نيست كه كشته شد ، اين است كه فرار كرد . « پاپايف » نام گرجى كه گويا ارمنى هم باشد سردار را تعاقب مىكند . بعضى گفتند در حين عبور كشته مىشود . جمعى گفتند در چادر آبدارخانه پشت ميز فنجان نعلبكى مخفى مىشود ، پيدا كرده به قتل مىرسد . اين پاپايف شش تير پىدرپى با تفنگ يا تپانچه به او مىزند . آن‌وقت در ميان باغ اجماعا شليك مىكنند و اين علامت اتمام كار و اخبار سايرين براى حمله به دار الحكومه بود . آنچه يقين دوست و دشمن است صباحت و وجاهت اين پاپايف جوان شانزده ساله است كه مىگويند با ماه برابرى مىكند . روز ديگر هم بالاى عرابهء توپ پاپايف نطقى مىكند و همه دست او را مىبوسند كه يكى خود نجد الدوله بوده . يك حلقهء انگشترى الماس بسيار اعلى هم سپهدار نازشست و دست‌مزد هديه يا خلعت مىدهد . دختر سردار افخم عروس سپهدار بود و به چه تملق و التماس اين وصلت را در آن عهد كرد . چند سال قبل دختر وفات كرد .

استخاره براى شاه

شاه ديروز روغن كرچك خورده بود و امروز هم بيرون تشريف نياورد . سپهسالار و نير الدوله اندرون شرفياب شدند . حاجى آقا على اكبر از شهر آمد . استخاره براى شاه كرد كه خوب هم آمد . بعد از استخاره ما هم مراجعت كرديم . ديروز حاجى سيد رضى مجلس بود . صدر السلطنه گفت حضور مبارك شرفياب شديم . اعليحضرت جناب حاجى را مطمئن فرمودند و حاجى در آن خصوص نگرانى ندارد . حالا به چه ترتيب است لازم نيست گفته شود . اما امروز ملك‌آرا مىگفت تبعهء روس شد و تلگراف كردند رشت هشت هزار تومان را حكما كميتهء جنگ پس بدهد و من بعد هم تعدى ننمايند . جمعى ديگر هم مىگفت تبعه شده‌اند و محرمانه تذكره گرفته‌اند .
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 2326 | قهرمان ميرزا عين السلطنه