را تماشا كرديم . سواى عمارت بيرونى سه دستگاه عمارت كه دو دستگاه آن خيلى خيلى عالى بود اندرون مىسازند . حالا ملحقات چقدر من بعد پيدا كند خدا مىداند . تمام اين ابنيه به تيرريزى رسيده براى زمستان تعطيل شده و هنوز شروع نكردهاند . اما اين تعطيل بيشتر از نداشتن تنخواه است نه سرما .
تفنگدار
يك دسته تفنگدار در يكى از خيابانها مشق مىكرد . ناصر السلطنه دويست نفر تفنگدار گرفته ماهى بيست و پنج تومان به هريك مواجب بطور شهريه مىدهد . از مخارجى كه در اين بىپولى براى اين عمارتها مىكنند اين خرج لغوتر است . با اين همه قشون و سوارى كه دارند و همه گرسنه و لخت ماندهاند براى چه دويست نفر تفنگدار جديد بايد گرفت و از انقد وجوه خزانه كه دست ناصر السلطنه است سالى هشتاد هزار تومان به آنها داد ! مواجب دو ماههء آنها را به هر فوج و سوارى كه مىدادند كه معلوم و معين است چندين مقابل اصلح بود . نسقچىباشى خيلى خوب مىگفت اين دويست نفر هر كدام شغلى و كاسبى [ و ] نوكرى داشتند اينها را تفنگدار كردند ، ابدا عداوت و دشمنى با كسى نداشتند . چند ماه ديگر يا يك سال ديگر كه ناصر السلطنه از خزانه عزل شود مواجب نخواهد رسيد . آنوقت دويست نفر را بى جا و بىجهت با خود دشمن مىكنند و علاوهء دشمنهاى ديگر مىشود . هيچ كس هم به شاه عرض نمىكند . يعنى آن كسانى كه بايد عرض كنند بقدرى خودشان از اين كارها مىكنند كه اگر بنا باشد ناصر السلطنه هم بگويد كار آنها خرابتر است . اين است نان به هم قرض مىدهند و بايد با هم بسازند .
استنطاق باقر نام
كمكم دوستان و آشنايان جمع شدند . در اطاق حاجب الدوله اجزاء استنطاق جمع شده بودند . باقر نام را براى استنطاق مىبردند . « زنجير شكارى » گردنش بود . آدم لاغر اندام خيلى ضعيفى بود . ريش سفيد و سياهى داشت . به نظر چهل و پنج ساله مىآمد . سردارى « قرمنگوله » رنگ و رورفتهاى پوشيده بود . هيچ از قيافهء او اين قوه و قدرت پيدا نبود . اين مستنطقين هم حرفهاى آنها را نمىگويند . شاهزاده مؤيد السلطنه هم گاهى خنك مىشود .