تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 2301

مساهمون:

ص٢٣٠١
قانون حق دارد جمعى را نگاه دارد كه لاينقطع مشغول اغتشاش و فساد مملكت باشند ! رو به تجار كرده كه شما آنها را نمىشناسيد . خود شما مكرر نزد من شكايت نكرديد و نمىكنيد . اينها را با نمايندهء سفارتها حاضر كنند ، من و ساير تجار بيائيم از روى نوشته و اسناد خط مهر خودشان تقصيرات آنها را ثابت بكنم ، اگر نكردم مرا به دار بكشند . من ده برابر خودم كار كرده و مىكنم اما صدارت يا سعد الدوله اقدام نمىكنند چه چاره بكنم . با من نيست . صحبت در اين خصوص زياد شد آخر الامر كاغذى براى صدراعظم نوشته شد . از قرار معلوم تمام اين انقلاب طهران بلكه ساير ولايات بواسطهء تحصن حضرات است . خوب است تا روز پنجشنبه مجلس منعقد شود كه وزراء و بعضى از رجال و تجار باشند ، از سفارت هم چند نفر بيايند به مطالب و عرايض طرفين رسيدگى شود . كاغذ روانه شد . اما يقين دارم چون مطلب صحيح درستى است اقدام نمىفرمايند و مىگويند خودمان مشغول هستيم و همين دو روزه اصلاح مىشود . همين دو روزى كه تا امروز نيامده . تجار مىگفتند پريروز باز كرديم شب‌نامه زياد انداخته‌اند كه مىكشيم ، مىزنيم . مبادا باز كنيد و براى بعضى از تجار هم كاغذ عليحده برده‌اند . اما مفاخر الملك مىگفت بعضيها خودشان كاغذ نوشته و حالا سند كرده‌اند . به هرجهت كارها نظمى ندارد . روز به روز بدتر است . آسايش از اين مملكت فرار كرده ديگر تا چندى روى آن را نخواهند ديد . صدر السلطنه در اول ورود به حضرت و الا عرض كرد ميرزا ابو القاسم نورى صبح آمد كه از حضور مبارك مرخص شده به حكمرانى قزوين برود . معلوم شد او را حاكم كرده‌اند و گويا سپهدار چنانچه گيلانيها خواستند حاكم آنجا « ضربا زورا » بشود و كم‌كم حرفها كه دربارهء سپهدار سابقا گفته بودند و لاحقا شنيديم دارد راست مىشود .

سخنان آقا اسد الله

شنبه 28 محرم 1327 ، دوم درجهء حوت - مجلس رفتم . اول احكاماتى كه از طرف صدراعظم به تمام وزارت‌خانه‌ها و دوائر دولتى شده بود كه احكام مجلس را مطاع و لازم الاجرا بدانند قرائت شد . بعد امين دربار تفصيل عريضهء امروز براى تشكيل مجلس فوق العاده را گفت كه روز چهارشنبه نزد صدراعظم بودند ، فرمودند اين مجلس هيچ ضرر ندارد . اما تحقيقى بكنيد كه آنها خواهند آمد يا مثل خانهء سعد الدوله و جاهاى ديگر خواهد شد . اين بود همان روز خدمت حضرت و الا رسيده فرمودند چند نفر از تجار را روانه كنيد استفسار كنند . بعد از مشورت از تجار جناب آقا اسد الله را به اجازهء حكومت دار الخلافه سفارت روانه كرديم . حالا خودشان تفصيل را بگويند .