تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 2302

مساهمون:

ص٢٣٠٢
آقا اسد الله گفت از من آن‌طور كه بايد پذيرائى نكردند و خيلى به مناعت و تكبر برخورد نمودند . بعد از استفسار گفتند در اصل مطلب صحبتى نداريم ، اما اگر در كيفيت آن بخواهند گفتگوئى بشود چه عيب دارد . بعد گفتند در كيفيت هم مذاكره نيست ، همان مشروطه و همان قوانين خواهد بود .

تنخواه گيلان

از اين هم گذشته صدر السلطنه گفتند جناب فيلسوف الدوله از گيلان تلگرافى دارد قرائت كرده تكليف او را معلوم داريد . مضمون تلگراف كه مباشر املاكش كرده بود اين بود : كميتهء جنگ به تمام ملاكين گيلان تنخواهى حواله داده و به سختى مطالبه مىكنند ، من‌جمله سهم حضرت عالى را يك هزار و دويست و پنجاه تومان از من مىخواهند فورا حواله فرمائيد . آن‌وقت جناب حاجى سيد رضى گفتند از اين تلگرافات براى تمام ملاكين آمده منحصر به شما نيست . از امين ضرب پنج هزار تومان و از آقاى مؤتمن الملك كه حاضرند و جزئى علاقه دارند دويست و پنجاه تومان خواسته‌اند . هيچ تكليفى هم جز دادن نداريد . ساعد الملك گفت مثل ما آذربايجانيها ده هزار تومان از من گرفتند و يك كرور مال اعتماد الدوله كه حاضر است غارت كردند ، همين‌طور از سايرين .

بيچاره فيلسوف الدوله

بعد تجار گفتند يكصد و بيست هزار تومان على العجاله حواله كرده‌اند ، تا چقدر من بعد حواله كنند . بيچاره فيلسوف به زور شكر سفيد و آب اماله ملكى پيدا كرده و حالا بايد جريمه بدهد . حاجى سيد رضى گفتند از قرار معلوم به سمت طهران مىخواهند حركت كنند و اين ترتيبات از رشتى نيست . تركها و قفقازيها قوتى پيدا كرده‌اند كه رشتى چاره جز موافقت ندارد . راست مىگفت اهل رشت و مازندران مردمان مقدس كاسب فقير بىشر و شورى هستند .

دورهء باج‌گيرى

آن‌وقت گفتند جمعى قفقازى به طهران آمده‌اند . دور نيست اينجا هم بواسطهء آنها اغتشاش كلى شود . در بادكوبه هم هنگامه مىكنند . هركس بخواهد برود و بيايد به حيله محبوس مىكنند . آنچه دارد گرفته ، اگر هم بشود حوالهء تاجر مبلغى دريافت مىكنند . تقى اف تاجر معتبر را شش روز حبس [ كردند ] و مىگويند مبلغ كلى گرفته‌اند . همين‌طور از پسر سردار افخم دو سه هزار منات گرفته [ اند ] . هر ايرانى برود دچار است . اين مسئله دو