تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 2303

مساهمون:

ص٢٣٠٣
سال است آنجا رواجى داشت حالا شدت كرده . شعاع السلطنه را هم در رشت نگاه داشته نمىگذارند بيايد . پول هم گرفته‌اند . به حكومت طهران در باب قفقازيها شرحى نوشته شد .

وضع مالى مملكت

راه فرنگستان و ادخال مال التجاره از اين سمت هم مسدود شد . صحبت شد كتابچه‌هاى ولايات را چند عدد آورده‌اند چه بايد كرد . هركس چيزى گفت كه تمام حاكى از كسر بود و حال آن‌كه تمام اين شانزده كرور كه نصف آن نرسيده و شايد سال آينده بدتر بشود قابل مذاكره و كسر نيست . مذاكره شد بايد جمع را علاوه كرد و به ترتيب ماليات گرفت . گفتند با اين حالت حاليه محال است و تمام نزاع اصفهان براى همان علاوهء جمع شد .

حرف زدن زياد صدر السلطنه و امين دربار

ديگر مطلبى به ميان نيامد مگر صحبتهاى متفرقه و چند فقره عرايض . متصل عيب گفته مىشود . چارهء عيوبات چه شكل بايد بشود معلوم نيست . مثلا صدر السلطنه يك ساعت نطق مىكند تمام از بدى وزارتخانه‌ها و ترتيب امور ، در ضمن مىگويد بايد در تخت مرمر نشست و به آواز بلند در حضور مردم چاره‌جوئى خواست ، وزرا را عوض كرد . حاجى امين دربار از پائين اطاق مدعى مىشود و جواب مىدهد تخت مرمر نباشد اينجا باشد . ساعد الملك ، سپهسالار ، شما ، صدراعظم ، مؤتمن الملك ، وزير خارجه ، ديگرى ، وزير عدليه بفرمائيد چاره چيست و شما چه خواهيد كرد . و زيادتر از صدر السلطنه حرف مىزند . صحبت كه به اين‌جا مىرسد صدر السلطنه جواب ندارد حرفهاى ديگر كه ابدا مربوط به اين مسئله نيست به ميان مىآورد . يك ساعت كه گذشت امين دربار صدر السلطنه مىشود و خودش مطالب او را مىگويد خيلى غليظتر و شديدتر . آن‌وقت مؤيد السلطنه جواب او را مىدهد كه در دو سال مشروطه امتحان كرديم صد وزير عوض شد ، ده صدراعظم و شخص اول روى كار آمد و اين مطالب را خيلىخيلى زيادتر و آزادتر گفتند ابدا منتج نتيجه نشد و براى مردم فايده نبخشيد . پس فكر چاره كنيد . باز صدر السلطنه مىگويد فكر چاره ، فكر چاره . افسوس نمىشود گفت . آن‌وقت يك ساعت از چين و ژاپن و افريقا صحبت مىدارد ، نقشه مىكشد ، مثل مىآورد كه ذره‌اى به درد نمىخورد جز اظهار فضيلت خودش . اين مجادله ما بين اين سه نفر همه روزه در ميان است . متصل اين حرف او و آن يكى حرف يك ساعت قبل ديگرى را