نظامنامهء مجلس شوراى مملكتى
جمعه 16 ذى القعده . افخم الدوله رفت كه صدراعظم را ملاقات كند . من نظاميه به عيادت افخم الملك رفتم . الحمد لله رفع كسالت شده بود . اتفاقا بيرون خدمت آقاى نظام الملك رفتيم . نظامنامهء مجلس شوراى مملكتى را چاپ كرده بودند . « 1 » يك نسخه آنجا بود . مىگويند سفير انگليس خيلى اصرار در انعقاد مجلس سابق دارد . روسها همراهى نداشتند ، سفير روس احضار شد تا راضى بشوند يا نه .
بازگشت ظل السلطان
نظام الملك مىگفت پريروز شاه فرمودند ظل السلطان استدعاى آمدن كرده چه صلاح مىدانيد . من عرض كردم خوب است همه را مرخص فرمائيد بيايند . ايران الحمد لله وسعت دارد . ميل نداريد طهران باشند جاى ديگر مقيم شوند . بالاترين ضرر اقامت آنها در فرنگ همين تنخواهى است كه خرج مىكنند . شاه فرمودند همه را كه لازم نيست مرخص كنيم ، حالا در آمدن شاهزاده چه راى مىدهيد . من و صدراعظم و سپهسالار هر سه تصويب كرديم كه بيايد . دستخطى صادر شد كه مراجعت به ايران نمايد .
علاء الدوله
مىگفت معين الدوله شرفياب شد كه مرخص شده سر علاقجاتش برود . شاه فرمود از علاء الدوله چه خبر دارى . عرض كرد چاكر ابدا خبرى ندارم . شاه فرمود علاء الدوله خوب نوكرى است . من عرض كردم سردار قابلى است . فرمودند بله سردار قابلى است اما در خارج ايران .
نزاع خراسان
نظام الملك مىگفت خراسان هم امن شد و بيشتر اين شهرتها دروغ بود . نزاعى شد جمعى كشته شدند ، بعد اصلاح شد . اين نزاع خراسان و قتل چند نفر به كلى بىاصل بود .
تبريز
از تبريز پرسيدم گفت فعلا نمىتوانند به شهر حمله بياورند . شهرى هم نمىتواند خارج شود . از حيث آذوقه هم سخت شده . قند ، چاى ، ساير اجناس فرنگ كم و در نهايت گرانى است . مثل اينكه در طهران جز متاع روس كه از انزلى مىآيد ساير امتعهء فرنگستان كه از تبريز مىآيد روزبهروز گرانتر مىشود و كميابتر . قرقرهء نخ را دانهاى
هامش
( 1 ) - نظامنامه در كتاب سفرنامههاى عز الدوله باروبا درج شده است . ( مسعود سالور )