بدهم يك كتابى مىشود . مزه اينجا است هرچه از گير دزد بيرون مىآيد نصيب رمال مىشود . اين لشكرنويسها هم كلاه صاحبمنصبان را برمىدارند اما باز كمتر است و اين همان در ايام خدمت و حضور فوج است ، آن هم بسته به اقتدار سركرده . مثلا آن مداخل كه لشكرنويس از فوج زرند مىكند كه سركردهء مقتدر ندارد از فوج همدان نمىكند كه سركردگان معتبر مقتدر دارند .
حكايتى است ، تياترى است . در هيچ نقطهء دنيا اين گفتگوها باقى نمانده مگر در ايران خراب ، از شخص پادشاه گرفته تا كدخداى فلان ده . . . « 1 »
عمارت نايب السلطنه ( اميريه )
سهشنبه 13 ذى القعده - امروز اميريه به عروسى ظل السلطنه موعود بوديم . دو ساعت به ظهر مانده در ركاب حضرت و الا رفتيم . باغ را تزيين كرده بودند . موزيكانچى زيادى بود ( كه از نظام موزيك و از صنايع آتشبازى ترقى كرده ) . جمعيت زياد ، كالسكهء درشكه داخل هم . در تالار بزرگ كه اشكال سلاطين ايران را كتيبهء آن كشيدهاند وارد شديم . اين تالار چهل ذرع طول و پانزده ذرع عرض دارد . آقاى نايب السلطنه اين عمارت و اين تالار را در عهد شاه شهيد ساخت كه شب مهمانى تولد شاه را اينجا فراهم نمايد .
عمارت كه تمام شد عيد شاه كه ششم صفر بود به تابستان افتاد . تا خواست داخل پائيز شود شهيد شد . اين عمارت اگرچه از روى « پلان » و نقشهء صحيح ساخته نشده اما از حيث عظمت و سنگهاى مرمر و اشكال سلاطين و حوضخانهء مرمر اعلى كه در مهمانيها روى حوض را گرفته سفرهخانه مىكنند نهايت امتياز را دارد .
« ماندلين »
حضرت و الا نزديك آقا بود با صدراعظم و چند نفرى . من رفتم نزديك دوستان خودم كه عميد الدوله و معتضد السلطنه و جمع خودمان باشيم . غلامرضا خان « 2 » رئيس موزيك قزاق اركسترى از موزيكانچى قزاق ترتيب داده بود كه « ماندلين » مىزدند . من اين ساز را نديده بودم ، اسمش را نمىدانستم . غلامحسين ميرزا پسر عميد الدوله ( يكى از نوكرهاى من است ) معرفى كرد . صدايش خيلى آرام و ملايم بود .
ناهار را در حوضخانه خورديم . غذا سرد بود و به آن واسطه مأكول نبود . سپهسالار خيلى حرف مىزد . آتشبازى عروسى را هم تقديم كرد . گفت قرض وزارت جنگ است .
هامش
( 1 ) - نقطهچين در اصل است .
( 2 ) - غلامرضا خان مينباشيان مقصودست ( ا . ا . )