شاه درست مىكنند . جلوى در آن براى حاجب الدوله و قاپچيها اطاق مىسازند . جنب اطاق مدور هم كه مقر جلوس شاه است اطاق ديگرى براى صدراعظم . گفتند در اندرون هم همينطور به عجله اطاق درست مىكنند و براى مسكن توپچى ، سرباز ، قراول مخصوص هم با شتاب تمام . عمارات وسط باغ هم دستگاه عليحده است كه روزى پانصد عمله كار مىكند . هنگامه و آشوبى بود . درست مثل اينكه تا حال اينها گمان مىكردند در خط استوا ساكن مىباشند كه فقط داراى يك فصل است . و الّا اگر مىدانستند اينجا منطقهء معتدله و داراى چهار فصل است كه يكى از آنها زمستان باشد از سه ماه قبل نه يك ماه قبل اين عمارات را درست مىكردند .
دوشانتپه و فرحآباد
در صورتى كه قصر و عمارت دوشانتپه و فرحآباد داراى تمام اين عمارات بعلاوه طويله و كالسكهخانه و منزل براى يكانيكان پيشخدمتها و خواجهها حاضر آماده ، با مبل و اسباب خيلى مرتب و منظم ناصر الدين شاه تهيه و تدارك كرده است كه ابدا محتاج اين همه خرج براى باغ شاه نيست . با بودن عمارتى مثل دوشانتپه ، مظفر الدين شاه يك كرور خرج فرحآباد كرد و هرقدر مبل اعلى بود آنجا برد . اين فرحآباد كه ضميمهء دوشانتپه شده از هر حيث جامع و قابل توقف شاه و دربار است و قصر زمستانى اعلى .
چرا باغشاه !
شاه هرگز به طلسم و جادو عقيده ندارد . گمان نمىكنم منجم و كوكبشناسى هم براى اقامت باغ شاه تفألى زده باشد . اگر شاه نوكر مىداشت هرگز آنجا توقف نمىكرد شهر تشريف نمىآورد مسألهاى بود ، اما دوشانتپه يا سرخه حصار مىرفت و براى اجراى احكام آنجا و باغ شاه هم تفاوتى ندارد .
به شيراز و تبريز حكم فرمودن از باغ شاه يا دوشانتپه توفيرى ندارد . من يقين دارم و قسم مىخورم اگر خانهء صدراعظم و سپهسالار دروازه قزوين و نزديك باغ شاه نبود و در دروازهء دولت يا وسط شهر منزل داشتند به شاه عرض مىكردند و باغ شاه توقف نمىفرمودند . يقينا اگر عين الدوله اتابيك و صدراعظم بود كه خانهاش خيابان امين حضور دروازهء دوشانتپه است يك ماه بود شاه دوشانتپه رفته بود . چون اين دو بزرگوار با چند نفر ديگر از مخصوصين مثل وزير دربار و ناصر السلطنه و غيره نزديك به باغ شاه هستند و تا دوشان تپه دور هيچ عرض نكردند . بلكه محسناتى ذكر كردند كه اعليحضرت مايل توقف باغ شاه شد . و الّا دورى به شهر براى خارج طهران كه فرق نداشت . كسانى كه دربخانه هم مىروند همه داراى اسب و كالسكه هستند ، چه باغ شاه چه جاى ديگر