تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 2223

مساهمون:

ص٢٢٢٣
چقدر باروت در مهران بود كه يك سير نيست . تعجب در آن است همهء اينها را صرف كرده‌اند و برات پولى هم صادر نموده و گرفتند . هرچه آتش‌بازى اعياد شد از مهران باروت آوردند و برات قيمت باروت هم صادر كردند . طويلهء شاه را سان ديدند دويست اسب داشت ، اما هزار و سيصد اسب برات عليق صادر مىكردند . من نمىدانم مظفر الدين شاه چه بود و چه به روز اين مملكت آورد . در حقيقت بلائى و آفتى بود كه از آسمان براى بدبختى ايران نازل گرديده بود . همين مشير السلطنه يا معير الممالك و من نشسته بوديم كه آقا اين فرمايشات را كرد .

امين الضرب

حجره و مغازهء حاجى امين ضرب باز شد . آنچه رندان فهميده‌اند حاجى ولايت را شلوغ ديده . مشروطه هم نيست كه آقا و آقازاده باشد ، دو كرور مطالبات دارد ، سه كرور بانك روس و يك كرور بانك شاهنشاهى را طلب‌كار خود كرده . يك كرور پول بانك ملى را زيادتر خورده . يك كرور كمتر هم به ساير مردم بده دارد . مىخواهد دو كرور مطالبات را عوض بدهد : املاك و كارخانهء چراغ برق و آجرپزى ، خانه ، باغ ، دكاكين هرچه دارد به جاى چهار كرور رد كرده آسوده شود فرنگستان برود و ديگر مراجعت نكند .

بانك استقراض

بانك روس هم كه هيچ معمول نبود املاك رهن بگيرد چندى است ولايت را شلوغ ديده و متصل رهن مىكند . مردم بيچاره ديگر طلا ، نقره ، جواهر ، حتى مس و برنج هم ندارند گرو بگذارند ناچار املاك مىدهند و او هم بر خلاف عهدنامه و قرارنامه رهن مىكند . املاك امين ضرب را هم ببرد چه ضرر دارد .

وضع باغشاه

پنجشنبه غرهء ماه ذيقعدة الحرام . صبح باغ شاه رفتم . اولا تمام درختهاى باغ جلو كه محل سوار قزاق و سوار بود بريده بودند . نرده‌هاى چوبى آنچه بود كنده و سوزانده‌اند ، حتى جرزها را خراب كرده ، آجرها را هم برده‌اند . يك حالت بدى اين باغ جلو پيدا كرده بود كه حقيقة باعث تألم و افسوس من شد . بنا و عمله و نجار زيادى هم به عجلهء تمام مشغول ساختن اطاق براى قزاق و سرباز و فراش بودند . وارد باغ شدم . سپهسالار چند اطاق براى خودش درست مىكند و ده روزه قرار است تمام شود . يكى سقف مىكوبيد ، يكى پى بالا مىبرد ، يكى كاه‌گل مىكرد . هول‌هول ، به عجلهء هرچه تمام‌تر . توى باغ الاغ ، قاطر ، نجار ، بنا ، عمله مملو بود . عمارت قديم را براى