تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 2202

مساهمون:

ص٢٢٠٢

ساعد الملك

مال ساعد الملك ( اول متمول تبريز ) را از نظام الملك شنيدم دو هزار تومان آدمش داده بود پنج هزار تومان ديگر خواسته بودند ، فورا تلگراف و حواله كند و الا خانه‌اش غارت خواهد شد . ساعد الملك فورا به بانك روس حواله مىدهد . عين الدوله حالا باسمنج است معلوم نيست چه مىكند .

قاتل فريدون زردشتى

اين مطلب را ننوشتم كه در شب احياء تلگرافى از كلات روح الله نام قاتل فريدون [ زردشتى ] به حضرت و الا كرده بود بلكه شفاعتى بكنند مرخص شوند . حضرت و الا هم درب خانه اتفاقا مىرفت . بعد از خيلى فكر تلگراف را به شاه داده بودند . سپهسالار عرض كرده بود به من هم تلگراف زده بودند به حضور نياوردم . شاه فرموده بود من استخاره كرده بودم مرخصى آنها خوب نيامد . سپهسالار عرض كرده بود براى اين خوب نيامده بود كه شاهزاده توسط كنند . آن‌وقت شاه فرموده بودند اين روح الله و عيسى و افراسياب تقصير نداشتند در ميان حياط بودند . دستخط فرمودند مشير السلطنه صدراعظم به حاكم كلات تلگراف كند اين سه نفر را مرخص كند ، به شرط آنكه طهران نيايند و به ولايت خود بروند . گويا سايرين تلف شده باشند . من درست نمىدانم مگر همان وقتى كه گفتند مردند . نواب عاليه امروز عصر به سلامتى به سمت قزوين رفت . ميرزا اسماعيل خان ماند كه تحصيل كند . اين مدت تنها نبودم و حقيقة رمضان خوش گذشت . بچه‌ها سرگرم بودند . افخم الدوله قزوين آمده بود الموت رفت . حضرت و الا اصرار دارند زمستان الموت بماند . او ابرام دارد بيايد . صريح نوشته بود هزار تومان حضرت و الا بدهد نخواهم ماند ، از تنهائى خسته شدم . حضرت و الا مىفرمايند الموت هم‌صحبت پيدا كند . جمعه يازدهم شهر شوال المكرم - چند روز است هوا صاف و ملايم شده . امروز نظاميه حضرت و الا دعوت داشت . من و آقاى عماد السلطنه هم بوديم .

نسخ خطى

چندين مجلد مرقع و نسخ خوب نظام الملك نشان داد از خطوط مير و ساير اساتيد و اشكال چينى . يكى از مرقع اشكال را مىگفت چهارصد تومان خريدند من ندادم . يك پندنامه هم به خط مير بود كه حقيقة تماشا داشت و قيمتى بود .