تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 2204

مساهمون:

ص٢٢٠٤

چوب خوردن عضد الدوله

سر همه را در خلوت كريم خانى تراشيدند و التزام و ضامن گرفته شد ريش بگذارند ، هرزگى نكنند و مرخص شدند . اما باز وفا به عهد خود نكردند . آخر عضد الدوله چوب خورد و مدتى در خانهء مرحوم اعتضاد السلطنه حبس بود .

تاريخ عضدى

عضد الدوله خوب زندگى كرد . خودش و اولادش و اولاد اولادش همه خوشبخت بودند و هستند . در سنهء 1319 فوت شد . كتابى نوشت « تاريخ عضدى » . از آن بهتر شرح احوال فتحعلى شاه و محمد شاه را كسى ننوشته . حقيقة خواندن دارد . سواد نداشت ، خط نداشت . اما از آن بهتر كسى چيز نمىنوشت و حرف نمىزد . رسمش اين بود مىگفت و منشى تحرير مىكرد . هركس رقعهء او را قرائت مىكرد يقين داشت اول فاضل است . از شباب تا شيخوخت خوش گذرانيد . اين اواخر كه خيلى معزز و محترم شده بود .

پسران عضد الدوله

سه پسرش عين الدوله اتابيك ، سيف الملك سپهسالار مرحوم ، حاجى سيف الدوله ايران مدار شدند . دخترش شمس الدوله زن محترم ناصر الدين شاه شد ، همين‌طور نوادگانش مثل عضد الدوله امير آخور و امير اعظم . اينها . . . هركدام حكاياتى دارند كه من بعضى را شنيده و برخى را ديده‌ام . سيف الملك وجيه الله ميرزا نزد سپهسالار ميرزا حسين خان قزوينى بود و ترقى او بواسطهء او شد . تمام مردم اين عهد از عشق و عاشقى سپهسالار و آقا وجيه مسبوقند و اغلبى رؤيت كرده‌اند . سيف الدوله آقاى داماد لقب داشت . حكايت فوج سربند و تفصيل آن مشهور است . شمس الدوله هم هركس آغا بشارت خواجهء او را با يك من ريش و يك ذرع سبيل [ و ] زن و فرزند ملاقات كرده از مسئله مسبوق مىشود . اين بشارت خان را بعد از چندين سال از نزد شمس الدوله خارج كردند . تا ناصر الدين شاه بود ريش و سبيل خود را مىكند . بعد از فوت او رها كرد و زن گرفت . غريب اين است كه عين الدوله و سپهسالار مرحمت مخصوص هم به مشار اليه داشتند كه خوب . . . آنچه نوشته شد راجع به شخص آنها بود .

عين الدوله و سپهسالار

اما آنچه راجع به اين ملت فقير است . سپهسالار قشون ما را تمام بلكه تباه و نابود كرد .