يك روز گفت اين كارها صحيح نيست . از اطاق كه بيرون آمد كشته شد . اجلال الملك نزد عين الدوله كمى همراهى كرد چهار شب [ او را ] حبس كردند . اعتقاد او بود كه ده بيست روز راه آذوقه را مسدود كنند حكما تسليم مىشوند .
فرنگى - برات ستار
پرسيدم فرنگى آنجا هست گفت ابدا يك نفر فرنگى ندارند . جمعى از اهل قفقاز بودند بيشتر كشته شدند . همهء اين شهرتها دروغ است . ستار به همهء متمولين برات حواله مىكند . هركس ندهد يا كمى اهمال كند فورا خانهاش چاپيده مىشود . مىگفت ده هزار نفر در محلهء خيابان زخمى است . نه دوا دارند ، نه مريضخانه ، نه طبيب صحيح . خانهء بيشتر مردم هم غارت شده . فقط از خانهء اعتماد الدوله دويست هزار تومان غارت بردند .
اسب كالسكه دانهاى هفت تومان فروش رفت . درشكه و كالسكه دانهاى دوازده تومان .
سنگر
مىگفت در تمام اطراف تبريز يك الاغ پيدا نمىشود . هركه هرچه داشته غارت شده . من پرسيدم اردو سنگر دارد گفت ابدا سنگر نداشتند . شبها از پشت ديوارهاى عمارات شهر شليك به سمت چادر مىكردند . ابدا در فكر سنگر ساختن هم نبودند .
پرسيدم به اردو شبيخون زدند كه متفرق شدند . گفت خير . عين الدوله كه استعفا كرد چريك و سوار آذربايجانى كه او خواسته بود رفتند . ساير [ ين ] به جاى خود بودند .
مختصر تمام تقصير را گردن عين الدوله مىگذاشت . فعلا اردو و عين الدوله در قزلجه ميدان چهار فرسنگى تبريز هستند . يك برف هم آنجا آمده . عين الدوله به عوض آنكه جلو برود عقب نشسته .
غارت خانهء حشمة الدوله - ستار خان
نظام الملك مىگفت دو سه عدد روزنامه از تبريز آمده ستار را « سالار المله » و مختار الدوله لقب دادهاند . خانهء حشمت الدوله را هم غارت كردند . در صورتى كه اين ستار مدتها جلودار او بود بعد جزو فراشخانهء شاه شد . در ايامى كه نظام الملك آنجا بود خواسته بود نايب فراشخانه شود بواسطهء الواطى قبول نشده بود .
باقر بنا هم هست . سعيد حضور مىگفت ستار بواسطهء تعليمات و راهنمائى اجلال الملك و رشيد الملك و سايرين اين كارها را مىكند ، و الا خودش قابل اين تفصيلات نيست . آنها مىكنند به اسم ستار .
پرسيدم شما اين مدت كجا بوديد . گفت من و تمام آنها كه [ از ] طهران آمدند خارج