سردار دارند .
من در روزنامه ديدم جنرال اماد كه با قشون فرانسه در كازابلانكا است تازه جنرال ديويزيون شده و نوشته بود « اماد » پنجاه و دو سال دارد و اين جوانترين جنرالهاى ديويزيون فرانسه است . بيايد ايران و سردارهاى ما را تماشا كند . گذشته از آنكه بوى باروت به دماغشان نرسيده و تيغ برهنه هرگز نديدهاند بيشتر بيست ساله و بيست و دو سالهاند . نصرت الدوله كه نوزده سال هم ندارد . دفيله تمام شد شاه به اطاق رفت و من به شهر آمدم .
عمارت جديد
درختهاى بيرون باغ را بريده بودند . نجار زيادى هم مشغول ساختن چوببست بود كه چادرها را از برف و باران حفظ كند . عمارت جديد را به عجله مشغول هستند . روزى شصت بنا و پانصد عمله كار مىكند . هفتاد ذرع طول عمارت ، چهل ذرع عرض آن است .
دورتادور ايوان دارد تمام با تيرهاى آهن . اندرون مفصلى با خوابگاه مخصوص . مىگفتند حياط اندرون از حياط شهر بزرگتر است . اين عمارت با لوازماتش و ملحقاتش از چندين كرور بالأخره خواهد گذشت . در صورتى كه ابنيه و قصور سلطنتى طهران و خارج طهران از بىكاهگلى و تعمير نكردن نزديك انهدام است .
عين الدوله - رحيم خان
عصر افخم الملك اينجا آمد . از كسالت همشيره گفت . به اتفاق ايشان نظاميه رفتم .
پس از عيادت همشيره و اداى نماز بيرون خدمت آقا رسيدم . سعيد حضور پسر سعيد الدوله وزير آذربايجان آمد از تبريز حكايت كرد . آقا و من هم خيلى سؤالات كرديم . همهء تقصير را به گردن عين الدوله مىگذاشت و مىگفت تا او نيامده بود رحيم خان بيشتر شهر را گرفته بود و ستار آدم به خانهء تمام ما فرستاد كه نزد رحيم خان توسط كنيم . رفتن او و اهمال عين الدوله اسباب تجرى آنها شد . اگر عين الدوله راه آذوقه را بسته بود همه تسليم مىشدند . دو سه روز بست همان زنها هجوم آورده نزديك بود مردها را مجبور تسليم كنند . هرجا را روز گرفتند شب خالى گذاشته اردو رفتند مجددا حضرات صاحب شدند . اغلب اين متمردين اردو آمدند . هيچكدام را نگرفت و حبس نكرد . مىگفت پانصد نفر الواط همه اين كارها را مىكنند و سايرين از ترس جان خودشان تبعيت دارند . حاجى آقاى معتبر را مىآورند قراول مىكنند . زنهاى تمام مردم به دست آنهاست . هركس از حكم ستار تمرد كند يا از شهر بروند زنها را صدمه مىزنند .
توپچيها را شبها حبس مىكنند روز به سنگر مىآورند . حاجى جليل تاجر معتبر مرندى