باغ شاه
از اردو و باغ شاه خبر ندارم . حقيقة توقف آنجا ديگر بىمزه و خنك شده . اين همه عمارت شهر را گذاشتهاند آنجا در چادر منزل مىكنند . اندرون شاه به همه جهت چهار اطاق دارد . آن كسى كه شاه را آنجا حفظ مىكند كه بيابان است در شهر هم حافظ او است . وانگهى تمام اين اسباب هم در شهر بهتر فراهم مىشود . مگر خدا گفته در اين سرما و باران تمام اين مردم را مجبور به اقامت باغ شاه كرد .
عين الدوله در تبريز
رفتن فرمانفرما موقوف شد . عين الدوله بعد از آن دست دست [ كردن ] از بس از طهران سخت تلگراف كردند نازى كرد . چون زود قبول كردند و حكم شد عتبات برود پشيمان شد . فرمانفرما هم بناى ايراد و توقعات بى جا را گذاشت . اين بود از اينجا قدرى نرم شدند و عين الدوله راضى شد . فعلا در باسمنج است و نمىدانم چه تدبير كرده . يقينا بودن عين الدوله كه حالا مدتى است آنجا است بهتر از رفتن فرمانفرما خواهد بود كه تازه از طهران بايد حركت كند . آنهم معلوم نبود چند ماه طول بكشد . تا خواهشهاى حضرت و الا انجام بگيرد و ديد و بازديد تمام شود هيهات بود .
وضع مقررى
ديشب در خانهء مشير السلطان كه وزير بقايا است و پريشب خانهء ميرزا رضاى مستوفى با عميد الملك ملعون مرافعه داشتيم . قبوض نايب الحكومهء او را آوردهاند . حالا بايد پول بدهد . هيچكس نيست حكم كند . تمام مقررى ما مانده . امسال هم كه توقيف بى جا كردهاند . فقط براى خاطر ناصر السلطنه كار خزانه و پول خيلى اشكال پيدا كرده . براى فرستادن اردو ششصد هزار تومان پول لازم دارند . هركس قبض خودش را فروخته ، به هر قيمت كه باشد كار صحيحى كرده و مفت جسته .
گندم - گرانى
از قرارى كه يكى دو نفر گفتند شاه خيال دارد جواهرهاى سلطنتى را بفروشد يا رهن بگذارد تا تهيه و تدارك پولى شود . اگر تمام پولهاى روى زمين را به ايران وارد كنند تا راهآهن كشيده نشود مثل اين است كه داخل رودخانهء آمازون كرده باشند ، ابدا فايده و ثمر ندارد . از اين دست مىآورند از دست ديگر به هزار لطايف الحيل مىبرند . اين غله كه امسال در ايران بود در عوض آنكه كرورها مردم مداخل كنند كرورها ضرر كردند .
تمام ماند و ضايع شد . الان در طهران گندم و جو به يك قيمت است . هر دو را چهار