نمىكنم . اگرچه يك روز در خانهء شاهزاده عميد الدوله تعريف ساختن مسجد عشقآباد كه موسوم به مشرق الاقصى است مىكرد ، بر همه سوءظنى حاصل شد .
احتمال عزل عين الدوله
سهشنبه 17 شهر صيام - ديشب را خانهء آقاى عماد السلطنه مهمان بوديم . مطلب تازه كه شنيده شد فرار و عزل عين الدوله است و نصب فرمانفرما به حكومت و رياست قشون آذربايجان . من جزو وزرا نيستم ، از محارم آنها هم به شمار نمىآيم ، يعنى سنم مقتضى محرميت آنها نيست ، اين اخبارات هم چيزى نيست كه بگويند . آنچه هم كاغذ از تبريز برسد اولا خود مردم تفصيل نمىدهند . ثانيا در پستخانه باز و ضبط مىشود . به همين جهت آنها كه مكاتبه دارند كلمهاى خوب يا بد نمىنويسند تا پاكتهاى آنها سالما به دست صاحبش برسد . پس اين مختصرى كه نوشته مىشود بواسطهء شهرت كامل آن است كه از بس شهرت دارد مىتوان راست تصور كرد . حالا كمى هم دروغ داشته باشد نقلى نيست .
اشتباه دولت
در دو موقع دولت خبط كرد : يكى آنكه فورا از طهران حاكمى روانه نكرد . ثانيا رحيم خان را مأمور نظم آنجا كرد . نمىبايست رحيم خان مأمور شود . وقتى كه آنجا رفت و پدر مردم را درآورد و باعث تجرى آنها شد ديگر به استمالت و مهربانى تبريزيها تمكين نمىكردند چنانچه نكردند و تا امروز براى همان بىعصمتيها و بىدينيها و ظلم رحيم خان ايستاده و تلافى مىكنند . امّا اگر رحيم خان را ابقاء كرده بودند باقى شهر را هم مىگرفت ، منتهى خونريزى كلى مىشد . با امروز كه همان كار را بايد بكنند فرقى نمىكرد .
اختلاف سپهدار مستبد و عين الدولهء صلحجو
ما بين عين الدوله و سپهدار اعظم برهم خورد . زيرا عين الدوله تمام را مهربانى مىكرد و ميل داشت صلح بشود . سپهدار سر جنگ [ داشت ] و مىگفت هرقدر صبر كنيم استعداد آنها علاوه مىشود . ما را فريب مىدهند و صلح نمىكنند . در دربار شورائى شد كه كدام را باقى بگذارند . سپهسالار جدا ايستادگى كرد كه سپهدار بيايد ، عين الدوله بماند . اين بود سپهدار احضار شد و تمام امورات راجع به حضرت و الا گرديد .
تبريز
قبل از رمضان اهل شهر جنگى كرده چند سنگر كه اهل اردو در شهر داشتند به