تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 2184

مساهمون:

ص٢١٨٤
ما در ظرف شصت سال از پسرى شاه تا عمويى شاه درست كرديم . تو در مدت ده سال صاحب اين همه مال و مكنت شدى . خيلى مزخرف گفتيم . آخر حشمت الدوله و سعيد السلطنه مرا توى چادر بردند و ساكت كردند .

عروسى ملكه زمان و ظل السلطنه

يكشنبه 15 شهر رمضان المبارك - امروز عصر عقدكنان دختر شاهزاده جلال الدوله بود براى شاهزاده ظل السلطنه پسر آقاى نايب السلطنه كه مشهور به « شاهزاده مشدى » بود . حضرت و الا را در پارك ظل السلطان دعوت كرده بودند . فقط در آنجا خود آقا و صدراعظم و هفت هشت نفر از ارواح مقدسه بودند . اسم دختر ملكه زمان است . ساير مردم را شب بعد از افطار در باغ اميريه دعوت كرده بودند . حضرت و الا ديگر شب تشريف نبردند . من رفتم . اميريه چراغان بود و مجلس را در همان طالار بزرگ كه صورت سلاطين ايران كشيده شده تدارك ديده بودند . همه مردم بودند . نفرى دو پنج هزارى هم « دلمه » دادند . من شب تولد ظل السلطنه درست يادم هست . در عمارت خورشيد بود . شب آن روز بود كه نايب السلطنه دزد جواهرهاى تخت طاوس را پيدا كرده بود و پالتو سردوشى اعلى شاه خلعت داده بود . يك نيم امپريال « دلمه » دادند كه گمان مىكنم در جعبهء من الان باقى باشد . خطبهء مفصلى نظام الاسلام قرائت كرد . ساعت سه مردم متفرق شدند . دور نيست محض اين نسبت جلال الدوله طهران بيايد . فعلا امر يك است ، شاهزاده ظل السلطان در پاريس است . تلگراف مباركبادش امروز عصر رسيد . اواخر رجب يا اوايل شعبان طهران آمد . يك مرتبه حضور شاه مشرف شده شب را ماند و صبح زود به سمت گيلان و فرنگستان با اكبر ميرزا و اسماعيل ميرزا مسافرت كرد . نمىدانم در شرفيابى حضور كدام يك بيشتر خجالت كشيدند . گمان مىكنم شرمسارى ظل السلطان بيشتر بود .

وثوق حضور - فاضل قوزى

از اميريه خانهء وثوق حضور دعوت داشتم . در هر رمضانى چند نفر اطرافى بر عدهء هميشگى علاوه مىشود . يكى از آنها امسال وثوق حضور بود . جناب فاضل قوزى جزو اعظم اين مهمانى است . سالى چهل پنجاه تومان بايد عايدش شود . فقير و پريشان است . امسال كه قمار كلان است بينوا خيلى كمتر عايدش شده . شاهزاده عميد الدوله و شعاع الدين ميرزا هم دو روز است تشريف آورده‌اند . امشب بودند .